تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
مىكند ، اگر دوستار « 1 » و مريدست مىنازد ، و اگر منكرست و مبغض است مىگدازد ، هر دو بر زيادت باد جاويد ، شعر
سوزش دشمنان و نازش دوست * هر دو تا نفخ صور باقى باد
پس بسر سخن آمديم ، چون اين فقير ضعيف را در خدمت اين صدر بزرگوار يك چند مقام شد و ما را در حضرت خويش گستاخ گردانيد از او درخواست و استدعا « 1 » كردم كه مرا چنين در خاطر مىآيد كه آنچه از مناقب شما مىبينم و مىشنوم از مقامات و حالات و كرامات جمع كنم . فرمود كه نيك باشد چنان بايد كرد . گفتم چون اجازت فرمودى ، ما را از ابتداى توبهء خود و سبب آن اعلام بايد فرمود و از واقعات و حالات و كرامات كه در آن چند سال بر « 2 » شما رفته است تا از آنجا ابتدا كنم ان‌شاءالله تعالى . پس شيخ الاسلام احمد قدس اللّه روحه العزيز جواب فرمود و چنين تقرير كرد كه :

1 - داستان توبهء شيخ

« من بيست و دوساله بودم كه حق سبحانه و تعالى بلطف و كرم خود در توبه بر ما گشاده گردانيد و مرا توبه كرامت كرد . و سبب توبهء من آن بود كه چون نوبت دور اهل فسق و فساد به من رسيد شحنهء ده غايب بود « 3 » ، حريفان دور طلب داشتند من گفتم : شحنه غايب است چون بازرسد دور بدهم . حريفان گفتند : ما توقف نمىكنيم ، باشد كه او ديرتر آيد . گفتم : سهل است چون بازرسد اگر مضايقت كنند دورى ديگر بدهم . چون شحنه باز رسيد دور طلب داشت ، چون ديگر بار
هامش
( 1 ) - استددعا ( 2 ) - كه بر ( 3 ) - بودند ( 1 ) در رسم الخط قديم بسيار ديده مىشود كه هر وقت در تركيبى دو حرف قريب المخرج يا يك حرف دو بار پهلوى هم افتد يكى از آن دو حذف مىگردد مانند مورد بالا دوستار بجاى دوستدار و در حكايات 98 و 119 : بتر بجاى بدتر ، و پايان حكايت 180 و در حكايت 8 از فصل الحاقى : دوستر بجاى دوست‌تر .