تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
چون رسول صلى اللّه عليه و سلم نشان چنين داد و ما امروز به چشم سر مىبينيم كه چنين است ، بهر كارى و بهر سخنى سيم اندود غر [ ه ] شدن و بهر كسى استوار بودن و از شر اين روزگار آمن گشتن نه طريق عقلا باشد ، و چون در چنين روزگار خداى عز و جلّ چنين چراغى برافروزد كه همه از خاص و عام و عالم و جاهل از آن نور گيرند و به چشم سر آن انوار روشن همىبينند آن را انكار كردن نه صواب باشد و خود را پروانه‌وار « 1 » بر آن چراغ سوختن از عقل و ارادت و ديانت نباشد . و اين‌چنين كرامتهاى ظاهر و چنين فراستهاى روشن كه دلايل بر حقى شريعت محمديست صلى اللّه عليه و برهان « 2 » بر صدق دعوى او هركه آن را انكار كند او برابر باشد با آن قوم كه معجزهء انبياء را مىديدند « 3 » و آن را انكار مىكردند و جادويى نام مىنهادند . « الحمد اللّه الذى هدانا « 4 » لهذا و ما كنا لنهتدى لو لا ان هدانا اللّه . » « 1 » اكنون آمديم بكرامتها كه ديديم و از معتمدان شنيديم « 5 » ، يعنى بعضى را ثبت كنيم و از بسيارى اندك بياريم ، ان‌شاءالله تعالى . اما اول يكى از آن جمله واقعهء مؤلف اين كتاب آن بود كه اول نوبت كه به خدمت اين شيخ بزرگوار احمد قدس اللّه روحه العزيز رسيدم « 6 » و هنوز او را سلام نگفته بودم و او مرا به ظاهر نديده بود ، با جمع انبوه نشسته بود و پهلوى خربزه و هندوانه در پيش او بود . من در دل انديشه كردم اگر آنچه ازين مرد مىگويند راست است و او صاحب كرامتست آن پهلوى خربزه به من دهد . شيخ الاسلام فرمود كه محمد غزنوى درين جمع ما كدام است ؟ و مرا نمىديد كه جمع انبوه در پيش
هامش
( 1 ) - پروانه‌وار صفت ( 2 ) - برهان و ( 3 ) - مىديدن ( 4 ) - هدان ( 5 ) - كه شنيديم ( 6 ) - كه رسيدم ( 1 ) سورهء 7 الاعراف ، 43 .