تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
چندان بغض و حسد و غل و غش در دلها پديد آيد كه مدتى از آن باز نرهيم از بس جفا كه در دلها [ ى ] ما ظاهر گردد ازيشان . اين كار نيك لايق اين خبرست ، مكنيد كه اين كارها را روزيست كه همه قلابان « 1 » را بر سر چهار سوى فظيعت « 2 » بردار سياست كنند « 1 » و دست و پاى ببرند . اى ناجوانمرد آنكه مائيم ما را بازان و بازين چه كارست ، اگر ما به كار خويش مشغول باشيم به سخن اين و آن نرسيم . قال النبى صلى اللّه عليه « ان اولياء اللّه من خلقه اهل الجوع و العطش ، فمن استذلهم و اذا هم فى الدنيا بقول او فعل انتقم اللّه منه و هتك ستره و حرم عيشه و كسبه « 3 » . » و قال النبى صلى اللّه عليه : « ما عند اللّه بشيء افضل من الزهد فى الدنيا « 4 » » ، لا بد چنين باشد . و قال رسول اللّه صلى اللّه عليه : « إذا احب اللّه عبدا ابتلاه ، [ و ] إذا احبه « 2 » الحب البالغ اقتناه ، قيل يا رسول اللّه و ما اقتناه ؟ قال [ لا ] يترك له مالا و لا ولدا « 5 » » . اى بس هر كس كه او مىپندارد كه او در بلاست ، كه او را بدان مثوبتى « 6 » است ، كه او را بدان عقوبتى نكنند « 3 » ، فضلى تمام بود . اين بلاها به خويشتن كشيده‌ايم و روز و شب در محنت و رنج مانده‌ايم كه جهاز دختر مىبايد سازيم « 4 » و پسر را خانمان آراسته مىكنيم ، چنان كه از آن ديگران نيكوتر و بهتر باشد و مردمان ما را نيكو گويند
هامش
( 1 ) - كند ( 2 ) - احب ( 3 ) - بكنند ( 4 ) - مىباشازيم ( 1 ) قلاب بفتح قاف و تشديد لام يعنى گرداننده از سره به ناسره و دغاباز و آنكه بر زر قلب سكه زند ( آنندراج ) / ( 2 ) فظيع بمعنى زشت و شرم‌آور معروفست ولى به صورت فوق با افزودن ت مصدرى در كتب لغت ضبط نگرديده است ولى مسلم به نظر مىرسد كه قطيعت ( با قاف اول و ط غير منقوط ) چنان كه در اصل نسخه ديده مىشود صحيح نيست و مراد مؤلف رسوائى است و وقاحت ( در كتب لغت فظاعت هست نه فظيعت ) . / ( 3 ) اين حديث بدين صورت در كنز العمال ج 3 / 4839 آمده است : « أولياء اللّه من خلقه اهل الجوع و العطش فمن اذاهم انتقم اللّه منه و هتك ستره و حرم عليه عيشه من جنته » . / ( 4 ) كنز العمال ج 2 / 1049 . / ( 5 ) كنز العمال ج 6 / 422 ؛ در احياء العلوم چنين نقل شده « اذ أحب اللّه عبدا فاذا أحبه حب البالغ اقتناه ، قيل و ما اقتناه ؟ قال لم يترك له أهلا و لا مالا » ( جزء چهارم ص 329 ، بيان محبة اللّه للعبد و معناها ) / ( 6 ) مثوبت بفتح اول و ضم ثانى و فتح باى موحده پاداش /
مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 23 | سديد الدين محمد غزنوى / حشمت مؤيد