عالم از آثار وجود او پاك كنند . تدبير برادران « 1 » بر خلاف تقدير رحمن « 2 » آمد . ملك تعالى او را دولت بر دولت زيادت كرد « 3 » و مملكت « 4 » و نبوت زيادت بر زيادت « 5 » كرد ، تا عالميان بدانند كى هرگز كيد كايدان با خواست خداوند غيبدان برابر نيايد « 6 » .
نظيره :
« وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ . »
« 1 - » همچنين جبّار عالم رايت نبوت احمد برافراشت و منشور سياست « 7 » او را توقيع رحمت برنگاشت . كافران خواستند كى مكر سازند ، تا مگر اين عالم دنيا را از آثار جمال او بپردازند . ملك الملوك « 8 » مكنونات ملكوت برو « 9 » آشكارا كرد ، و صد هزاران حقايق « 10 » از شواهد كرم بر سر او « 11 » نثار كرد ، تا عالميان بدانند كى آن را كه نصرت از حضرت جلال « 12 » آيد ، مكر مكاران را از روزگار او زوال آيد « 13 » . همچنين « 14 » ابليس [ 20 ب ] مؤمن را در لباس عز و كرامت ديد و در سلب توحيد و شهادت ديد ، گفت :
« لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ . »
« 2 - » مكر ساخت تا مگر ولايت توحيد او را « 15 » زوال آيد و در آخرتش و زر و بال آيد . ملك تعالى گفت « 16 » :
« إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ . »
« 3 - » از آثار رحمت « 17 » او را چترى ساخت ، و دام و حبائل ابليس « 18 » بهم برانداخت « 19 » ، تا عارفان « 20 » بدانند آنجا كى اجناس لطف قدوس باشد ، وسواس و مكر « 21 » ابليس « 22 » همه افسوس باشد ، و هيچ كارگر نيايد « 23 » .
بيت
رويى كه خداى آسمان آرايد * مشّاطه ورا به هيچ كارى نايد « 24 »
هامش
( 1 ) - + يوسف
( 2 ) - داور
( 3 ) - مىكرد
( 4 ) - ندارد
( 5 ) - بر مملكت زياده
( 6 ) - برنيايذ
( 7 ) - رسالت
( 8 ) - ندارد
( 9 ) - بر وى
( 10 ) - + لطف
( 11 ) - وى
( 12 ) - + احديت
( 13 ) - + نظيره
( 14 ) - + چون
( 15 ) - ندارد
( 16 ) - فرمود
( 17 ) - + خود او
( 18 ) - پرتلبيس
( 19 ) - برزد
( 20 ) - عالميان
( 21 ) - كيد
( 22 ) - + كار نكند
( 23 ) - از « همه افسوس . . . » ندارد
( 24 ) - مشاطه و نقاش به كارش نايد
( 1 - ) سورهء انفال / 30
( 2 - ) سورهء ص / 83
( 3 - ) سورهء حجر / 42