تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 727

مساهمون:

ص٧٢٧
« ن » ناجوانمردى بود نان كريمان خوردن و كاسهء ايشان شكستن . ص 14 نزديك دزدان معرفت نباشد ، و در دل ايشان حرمت و شفقت نباشد . ص 13 نعمت آن چشد كه محنت كشيده باشد ، و مزد بدان دهند كه كار كرده باشد . ص 658 نيكوخو بهتر هزار بار از نيكورو . ص 48 « ه » هر آن مرد كه با زن هم سرّ بود ، او از زن به عقل كمتر بود . ص 86 هر دردى را دوايى باشد ديگر گونه . ص 269 هر طاعت كه بر فعل او ثواب بيشتر ، بر ترك او عقاب بيشتر . ص 24 هر كرا دل غافل شد از راه حقيقت و دوستى زائل شد . ص 115 هر كرا دل محجوب گشت ، از ساحت قبول حق مطرود گشت . ص 53 هر كس كه امانت خود داند از ملامت ديگران باك ندارد ، و هر كس كه خيانت خود داند همگنان چون خويشتن پندارد . ص 554 هر كس كه كسى را دوست دارد نظر از ديدار صنع او برندارد . ص 30 هر كه او مرده به مرگ است زود آن آفت كناره گيرد ، و هر كه او كشتهء هجر است هر ساعت از نو مرگى بيند . محنت اين را كرانه بود ، و آفت آن جاودانه بود . ص 41 هر كه با دريا همسايگى كند جان و مالش بر خطر بود ، و هر كه با سلطان دوستى كند ، خون و جانش هدر بود . ص 524 هر كه بستهء صورت باشد ، در بازار عرض دنيا بىقيمت باشد . ص 184 هرگز حاسد ناصح نباشد . ص 107 هرگز عوان وفادار نباشد . ص 107 هر كس كه يار جويد براى كار جويد ، چون عين كار گشت يارش به چه كار آيد ؟ ص 55 هر كسى كه دليل خواهد براى منزل خواهد ، چون به منزل رسيد دليلش به چه كار آيد ؟ ص 55 همسايه باركشنده بود نه بارنهنده . ص 344 همه چيز را قيمت است ، آب را قيمت نيست ، نه از خساست آن بلكه از نفاست آن . ص 27 همه مال دنيا يك ساعته حيات و زندگانى نيرزد . ص 27 هيچ درد در عالم بتر از فراق نيست ، و هيچ دوست را با فرقت دوست ساز و اتفاق نيست . ص 39 هيچ شدت در عالم بتر از درد فراق نيست . ص 41
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 727 | محمد روشن / أحمد بن محمد بن زيد الطوسي