تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 729

مساهمون:

ص٧٢٩
حكايت ذو النون مصرى در طواف‌گاه و خراميدن بندهء امير مكه . ص 605 حكايت ذو النون مصرى كه به خوابش ديدند . ص 115 حكايت ذو النون مصرى و دوستدار پارسيان . ص 380 حكايت رابعهء عدويه و تيمار ناداشتن خانه را از آتش . ص 62 - 561 حكايت رابعهء عدويه و غايب شدن دلش در نماز . ص 270 حكايت ربيع بن خيثم و سگ شبان . ص 298 حكايت رسول خدا ( ص ) و داروى يكسان دادن بيماران را . ص 268 حكايت رسول خدا ( ص ) و انصارى كه زن باردار خود رها كرد . ص 123 حكايت رفتن موسى ( ع ) به مناجات و پيام جوان به خدا . ص 68 - 567 حكايت زاهد اسراييلى كه به وسوسهء شيطان طاعت دويست‌ساله تباه كرد . ص 100 حكايت سهل تسترى و پرسيدن هزار پير را از نفس اماره . ص 438 حكايت شبلى و آيتى از سورهء ياسين . ص 397 حكايت شبلى و سبق بردن او در سلام در ابتدا و دم در كشيدن در نهايت . ص 503 حكايت عبد الله بن مسلمة الرياح كه استاد خود به خواب ديد . ص 116 حكايت عثمان بن عفان و غلامى كه تازيانه خورد و قصاص كردن او . ص 211 حكايت على بن موفق و همسايهء مولع به فسق و بخشايش ايزدى . ص 248 حكايت مرد نابينا و پسر كه كورش كرد به روزگار سليمان ( ع ) . ص 625 حكايت مردى از بنى اسرائيل كه سه دعاى مستجاب او به راى زن تباه گشت . ص 88 - 87 حكايت هارون الرشيد و كوكبه و دبدبه در حج . ص 511 حكايت يحيى بن اكثم و شكايت زن از شوهر كه شرط صحبت به جاى نمىگذارد . ص 200 حكايت يكى از ملوك خراسان كه دختر ملكى بخواست كه مشغولى او به گربه بود . ص 185 داستان ابن عباس و طالوت جولاهه و حلم او . ص 442 داستان ابو دردا يار رسول اكرم ( ص ) و سه دعاى مستجاب او . ص 88 داستان ابو هريره و ناخواستن امارت مدينه . ص 450 داستان بايزيد بسطامى و مجاهدت او با نفس اماره . ص 437 داستان بلال و خريدن ابو بكر او را از وليد مغيره . ص 582 داستان پناهيدن حنه مادر مريم به خدا و دختر آمدن او را . ص 291 داستان جادوى كردن وليد بن عاصم رسول خدا ( ص ) را . ص 296 داستان جوامردى بايزيد بسطامى به همت . ص 349 داستان جهودان كه قصد كشتن رسول ( ص ) كردند . ص 309 داستان ذو النون و مردى كه دعوى ارادت او مىكرد . ص 204 داستان صحابه رسول خدا ( ص ) و نهى كردن آنان از شدن به خانهء رسول خدا ( ص ) . ص 504 داستان طعمة بن اشرق و دزديدن درع پاره . ص 305 داستان عروسى امام على ( ع ) با فاطمهء زهرا ( ع ) و جوانمردى عثمان . ص 256 داستان لقمان كه پسر را از راز گفتن با زن بازداشت . ص 86 داستان مردى از عاديان كه عاشق ديدار يوسف بود . ص 129 داستان موساى كليم ( ع ) در مصر و كشتن وى مرد بيگانه را . ص 18 - 517 داستان يوسف و نازيدن او به حسن خود و رسيدن به شهرى كه هيچ‌كس به وى ننگريست . ص 324