« ط » طالب مال را هر چند سال بيشتر بود بيشتر خواهد ؛ و طالب علم را هر چند علم بيشتر بود بيشتر خواهد . ص 3
« ع » علم و حكمت گمكردهء مؤمن است ، هر كه را دريافتنش ظفر باشد آن به دو سزاوارتر باشد . ص 3
« ف » فردا كه مؤمنان سر از لحد بردارند ، از پانصدساله راه بوى بهشت بشنوند و شادى مىكنند ، و سه قوم باشند كه ايشان بوى بهشت نشنوند و زارى كنند . . . يكى آنكه در دلش شرك و نفاق باشد ، يكى آنكه با برادر مؤمن نه در اتفاق باشد و سيم آن فرزندى كه در مادر و پدر عاق باشد . ص 625
« گ » گور يا روضهاى است از روضههاى بهشت و درجات او ؛ يا كندهاى از كندههاى دوزخ و دركات او . ص 171
« م » مال از صدقه دادن نكاهد . ص 254
مثل قرآن مثل دريا است كه قعر آن بىمنتها است . ص 31
مصطفى عليه السلام روى بر دو گور بگذشت . به نور نبوت بدانست اهل آن دو گور را عذاب مىكنند و نه به گناه بزرگ ايشان را عذاب مىكنند . اما يكى سخنچينى كردى ، و آن ديگر از قطرهء بول كه بر جامهء او رسيدى پرهيز نكردى . ص 172
مؤذن از دار دنيا رخت برنبندد تا نخست در بهشت جاى خود نبيند . ص 32
مؤمن آن بود كه خلق از او ايمن بود به تن و به خون و به مال . ص 154
مؤمن را دروغزن نيافريدند . ص 94
« ن » نرد باختن راه مخالفت است . ص 323
نگريد تا سايل را رد نكنيد و به سر باز نزنيد ، اگر چه پيش شما با اسب و ساخت آيد . ص 41 نماز بهپاى داريد و دوم خريدگان را نيكو داريد . ص 208
« ه » هر آن بندهاى كه موى سياه خود را در كلمهء توحيد سپيد كند ، من كه آفريدگارم از كرم خود شرم دارم كه او را به دوزخ بسوزم . ص 506
هر كرا قرآن ارزانى داشتند ، درجات او را با سيكى از درجات پيغمبران برافراشتند . ص 21
هر كرا مال بسيار بود گو بنده و كنيزك بسيار خر . ص 209
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 721
مساهمون: محمد روشن
ص٧٢١