حديثهاى فارسى
« ا » از عجب بپرهيزيد و دست در دامن عذر آويزيد ؛ آنان كه به عجب ناپاك شدند ، در قعر درياى وحشت او هلاك شدند ، ص 220
اى بسا عقوبتها كه بر ستمكاران باشد آن روز كه قاضى خداوند جبار باشد و زندان دوزخ پرنار . ص 210
اى فرزند عاق گشته ، هر طاعتى كه خواهى بكن كه ترا ثواب نيست ، و هرگه كه خواهى مرا بخوان كه جواب نيست . ص 162
« ب » با دوست دوستى از حد و اندازه مبر كه باشد روزى دشمن شود . ص 610
بن دوزخ جاى سه گروه است : يكى آنكه پيوسته خمر خورد ، و يكى كه بر مادر و پدر عاق باشد ، ديگر آنكه با زن همسايه زنا كند . ص 95
بهترين چيزى كه بنده را باشد عمل صالح باشد كه از پيش بفرستد تا به قضاى آن كامكار شود يا فرزندى عارف بود كه از پس بگذرد تا به دعاى او رستگار شود . ص 576
بهشت با همه نعمت مشتاق است با چهار صنف از بندگان : روزهداران در ماه رمضان ، و طعام دهندگان مهمان ، و نوازندهء يتيمان ، و نمازكنان نيمشبان . ص 246
بهشت به ديدار اين چهار كس مشتاق باشد : بر على « ع » و عمار و مقداد و سلمان . ص 245
بىفرمانى مادر و پدر از گناهان بزرگ است . ص 161
« پ » پادشاه عالم را بادى است كه هر سحرگاهان از مهب لطف حق درآيد و ذكر نياز مؤمنان به حضرت برد و ناله و استغفار عاصيان را به ملك بردارد . ص 624
« چ » چشم بد مرد زنده به گور برد ، و اشتر تازنده را به ديگ برد . ص 508