تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 720

مساهمون:

ص٧٢٠
چشم منافق تحت اختيار و فرمان او باشد تا هرگاه كه خواهد بگريد ، و دل مؤمن تحت اختيار او باشد تا هرگه كه خواهد بگرود . ص 151 چون روى به راه جستن حاجت آريد تا بتوانيد از خلق پوشيده داريد زيرا كه همچنان كه پيراهنى را دامن و آستين است هر مؤمنى را دوست و دشمنى است . ص 75 « خ » خداوند غيور است و مؤمن غيور است ، و غيرت حق در اين باب مؤمن از آن بود كه بنده در راه شرع او بىفرمان بود . ص 50 خداى را ياد كن در وقت رخا ، تا او ترا ياد كند در وقت شدت و بلا . ص 213 خواب برادر مرگ است ، همچنان‌كه بخسبى همچنان بميرى ، و هم بدان صفت كه امروز ميرى فردا برخيزى . ص 419 خوابها آويخته است از پاى مرغى در هوا ، آن وقت به زير آيد كه تأويل كنند . اگر به خير تأويل كنند خير آيد ، و اگر به شر تأويل كنند شر آيد . ص 418 « د » درنگرستن در روى نيكو عبادت بود ؛ و باز گفت نگرستن در روى نيكو گناه و زلت بود . . . همچنان بود كه چهل گناه كرده باشد . ص 214 دشمن‌ترين خلقان به نزديك خداوند جهان كسانىاند كه غمازى كنند و سخن‌چينى كنند تا در ميان دوستان جدايى [ او ] كنند . ص 163 دو چيز را در دو چيز بند ، كنيد تا بماند : علم به نوك قلم دربند كنيد تا بپايد ، و نعمت را به شكر منعم بند كنيد تا بماند . ( امام على « ع » ) . ص 517 « ز » زانى در دنيا كوتاه عمر باشد و در آخرت مهجور درگاه الله باشد . ص 301 « س » سايل بر در سرا هديهء خداوند است . ص 42 سورت يوسف را بياموزيد و مماليك و درم خريدگان را درآموزيد كه هيچ‌كس نباشد كه اين سورت بياموزد كه پادشاه عالم در وقت رحلت از دار دنيا با او فضل و احسان نكند . ص 7 « ش » شايد كه [ با زن ] مشاورت كند و لكن بايد كه در مشاورت او مخالفت كند . ص 87 شب معراج بو جهل را ديدم موى سر او گرفته بودند در دوزخ و در حفره‌اى از حفره‌هاى آتش به روى درمىكشيدند ، او فرياد مىكرد . ص 580 شفاعت من بر سه كس حرام است : يكى آنكه به غمز برادران كوشد ؛ ديگر آنكه آزاد را بفروشد ؛ سه ديگر آن فرزندى كه بر پدر و مادر عاق باشد . ص 163