بود زردفام « 1 » شود ، با قوّت بود سست اندام شود « 2 » . در آخرت از اين هيچ تغيّر « 3 » نيابد . همه « 4 » جوانى بود پيرى نه . و همه « 5 » تندرستى بود بيمارى نه . همه « 6 » قوّت بود سستى نه . همه « 7 » زيادت « 8 » بود كاستى نه . همه « 9 » خوردنى « 10 » بود حساب نه . همه « 11 » صلح بود عتاب « 12 » نه . همه « 13 » ديدار حق « 14 » بود حجاب نه .
پس از حال گذشتگان خبر داد « 15 » :
« حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ . »
« 1 - » گفت يا محمّد آن رسولان « 16 » كى پيش از تو پيغام ما بخلقان « 17 » رسانيدند ، تكذيب و انكار « 18 » بديدند « 19 » ، از صلاح ايشان نوميد شدند ،
« جاءَهُمْ نَصْرُنا فَنُجِّيَ مَنْ نَشاءُ . »
« 2 - » نصرت ما درآمد و ايشان را بر دشمنان ظفر آمد .
پس گفت : من آن خداوندم كى اگر خواهم صفت فضل خود پيدا كنم « 20 » در غرقاب « 21 » آب « 22 » كفر غرقه گردانم ، و به آتش قهر بسوزانم و در هجده هزار عالم كس نه « 23 » ، عطاى من از اولياى من منع كند ، يا بلاى من [ 154 ب ] از اعداى من دفع كند .
« 24 » اى كسى كى مى « 25 » طمع عطا دارى ، اگر بلا دهد دفع آن كردن « 26 » نتوانى . و اى كسى كه اميد « 27 » رحمت دارى ، اگر عقوبت كند دفع « 28 » آن كردن « 29 » نتوانى . و اى كسى كى در روزى پنجاه بار زبان « 30 » به كلمهء شهادت بگردانى ، اگر
هامش
( 1 ) - روى
( 2 ) - + راستقدوقامت بود دال پشت شود . در متن : بود
( 3 ) - + و رنج در او
( 4 ) - ندارد
( 5 ) - « و همه » ندارد
( 6 ) - ندارد
( 7 ) - ندارد
( 8 ) - زيادتى
( 9 ) - ندارد
( 10 ) - خوردن
( 11 ) - ندارد
( 12 ) - جنگ
( 13 ) - ندارد
( 14 ) - ندارد
( 15 ) - + گفت
( 16 ) - در متن : رسول
( 17 ) - بخلق
( 18 ) - + ايشان
( 19 ) - + و ظنوا انهم قد كذبوا چون
( 20 ) - + به معرفت رسانم و از عقوبت برهانم و اگر خواهم صفت عدل خود پيدا كنم
( 21 ) - در متن : عرفات
( 22 ) - ندارد
( 23 ) - نباشد كه
( 24 ) - + موعظه
( 25 ) - ندارد
( 26 ) - ندارد
( 27 ) - + به
( 28 ) - منع
( 29 ) - ندارد
( 30 ) - + را
( 1 - ) سورهء يوسف / 110
( 2 - ) سورهء يوسف / 110