كس را از آن نصيب برسيد « 1 » . اى عجب ، بركت قدوم قدم سايلى « 2 » خاندان نبوّت را از بهشت طعام آرد ، چه عجب اگر دعاى او ترا قضاء حاجات « 3 » دنيا و آخرت آرد .
اى بسا حاجاتى « 4 » كه در ضمن نماز و روزه نيابى ، و در ضمن حجّ و عمره نيابى ، و در ضمن اوراد و طاعت « 5 » هر روزه نيابى ، در ضمن آن لقمه به بركت « 6 » دعاى آن درويش و بيچاره « 7 » بيابى .
حكايت
مردى بود « 8 » در بنى اسرائيل « 9 » نام او عابد . سى سال بود تا از [ 13 الف ] ملك تعالى « 10 » فرزندى مىخواست « 11 » ، نيافته بود « 12 » . برفت به صومعهء يهودا پيغامبر « 13 » و گفت : يا نبىّ اللّه براى من « 14 » دعا كن تا حق تعالى مرا فرزندى دهد ، كى سى سالست تا من طالب آنم و اجابت نيافتم . او دست بدعا برداشت و « 15 » گفت : ملك تعالى دعاى من بشنيد « 16 » و به ساحت استجابت راه داد « 17 » ، زود باشد « 18 » كى ترا فرزندى « 19 » دهد شايسته و بانواع هنر آراسته ، و لكن « 20 » شب « 21 » عروس او « 22 » شب مرگ او باشد . عابد به خانه آمد و « 23 » عيال خود را « 24 » حكايت كرد « 25 » ، عيالش « 26 » گفت « 27 » : ما بواسطهء دعاء پيغامبر « 28 » از ملك تعالى فرزندى خواستيم تا در دار دنيا ازو راحتى بينيم « 29 » ، چون فرزند ما بحدّ بلاغت « 30 » رسد « 31 » وقت آن بود كى از و راحت « 32 » آيد « 33 » ، بدل « 34 » آن راحت ما را محنت و فرقت خواهد بود « 35 » . شوهر گفت : ما هر دو « 36 » پير و ضعيف گشتهايم « 37 »
هامش
( 1 ) - رسيد
( 2 ) - + مر
( 3 ) - حاجت
( 4 ) - حاجت
( 5 ) - طاعات
( 6 ) - در متن : ببركتى
( 7 ) - + در دريوزه
( 8 ) - ندارد
( 9 ) - + بود
( 10 ) - + مىخواست
( 11 ) - ندارد
( 12 ) - نمىداد
( 13 ) - پيغمبر
( 14 ) - ندارد
( 15 ) - پس
( 16 ) - ندارد
( 17 ) - اجابت كرد
( 18 ) - ندارد
( 19 ) - فرزند
( 20 ) - + آن
( 21 ) - + كه
( 22 ) - عروسى او باشد
( 23 ) - + با
( 24 ) - ندارد
( 25 ) - بكرد
( 26 ) - عيال
( 27 ) - جواب داد كه اى مرد
( 28 ) - پيغمبر
( 29 ) - يابيم
( 30 ) - بلوغيت
( 31 ) - + و
( 32 ) - راحتى
( 33 ) - يابيم
( 34 ) - ببدل
( 35 ) - + پس چه سود باشد
( 36 ) - مردمانيم
( 37 ) - گشته