هيچ « 1 » منزلتى « 2 » مانده است « 3 » ، هم اكنون بيايد آنچ شما « 4 » مىخواهيد . در ساعت سايلى بدر خانه آمد و سؤال كرد . در خانه « 5 » سه قرص معلوم « 6 » بود ، على برخاست « 7 » كى يكى بدرويش « 8 » دهد « 9 » و دو « 10 » پيش رسول « 11 » نهد ، رسول « 12 » اشارت كرد كى هر سه به دو ده . « 13 » هر سه به دو « 14 » داد . رسول « 15 » گفت : برو « 16 » چيزى ديگر از براى « 17 » ما بيار .
« 18 » گفت : يا رسول اللّه همان بود در خانه « 19 » . رسول « 20 » گفت : برو كى او « 21 » آن خود برد آن ما برجاست . على رضى اللّه عنه در خانه رفت ، سه قرص ديگر يافت و سه خوشه رطب برو « 22 » نهاده . رسول صلع « 23 » گفت : معاملتى ازين سودمندتر چه باشد ! ثواب بديوان مىشود و بركت و زيادت به خانومان مىماند « 24 » . رسول « 25 » خواست كى دست به دو برد ، سايلى ديگر بر « 26 » درآمد و به آواز زار سؤال كرد . رسول « 27 » بانگ به دو « 28 » زد . على « 29 » گفت : يا رسول اللّه با آن درويش نخستين « 30 » آن همه رفق « 31 » و مسامحت كردى و با اين ديگر « 32 » همه عنف « 33 » و مضايقت مىكنى ؟ رسول « 34 » گفت : اين نه سايلست كى از « 35 » بركات آن صدقه « 36 » كى داديم رضوان ما را از بهشت طعام و ميوه « 37 » آورد ، ابليس خواست كى به صورت « 38 » سايلان بيايد تا چيزى ازين « 39 » طعام بهشت از ما بربايد . سيّد صلع « 40 » از آن « 41 » طعام مىخورد و به همسايگان و ياران « 42 » تبرّك مىرسانيد « 43 » تا چهارصد
هامش
( 1 ) - ندارد
( 2 ) - قدرى
( 3 ) - باشد
( 4 ) - ندارد
( 5 ) - + على
( 6 ) - ندارد
( 7 ) - در متن : برخواست
( 8 ) - ندارد
( 9 ) - بدهد
( 10 ) - + در
( 11 ) - + عليه الصلاة و السلم
( 12 ) - + عليه الصلاة و السلم
( 13 ) - + على رضى اللّه عنه
( 14 ) - قرص بدرويش
( 15 ) - + عليه الصلاة و السلم
( 16 ) - رو
( 17 ) - بهر
( 18 ) - + على رضى اللّه عنه
( 19 ) - + كه به سايل دادم
( 20 ) - سيد صلى اللّه عليه و سلم
( 21 ) - ندارد
( 22 ) - بر آن
( 23 ) - عليه الصلاة و السلم
( 24 ) - مىآيد
( 25 ) - + عليه الصلاة و السلام
( 26 ) - ندارد
( 27 ) - + صلى اللّه عليه و سلم
( 28 ) - به روى
( 29 ) - + رضى اللّه عنه
( 30 ) - اول
( 31 ) - رأفت
( 32 ) - اين
( 33 ) - ندارد
( 34 ) - ندارد
( 35 ) - ليكن
( 36 ) - طعام
( 37 ) - ميوه و طعام
( 38 ) - بر صورت
( 39 ) - از
( 40 ) - صلى اللّه عليه و سلم
( 41 ) - + قرصه بهشت و ميوه كه رضوان آورده بود
( 42 ) - + و به داماد و فاطمه و به همسايگان و ياران به
( 43 ) - مىفرستاد