تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
شدند ؟ گفت : بار خدايا « 1 » ديرتر مىآمدند « 2 » به جايشان بگذاشتم . خطاب آمد : نامشفقا مردا كى توى ، « 3 » برگزينى و آنگه « 4 » رها كنى !

نكته :

« 5 » ملك تعالى چون « 6 » از عقل موسى نپسنديد كى برگزيند و در راه خود رها كند ، از فضل خود كى پسندد كى برگزيند « 7 » و از خود جدا كند . بيت
شادى دل « 8 » منى و هم « 9 » جان منى * گه درد منى و گاه درمان منى
گرچه صنما تو نه بفرمان منى * از تو نبرم از آن سبب كان منى
دوم : « 10 » سيّد ما بود عليه السلم ، كى به دنيا آمد « 11 » از براى هدايت و رحمت . قوله « 12 » :
« لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ
« 13 »
. »
« 1 - » و آن مهتر را چهار آمدن بود : يكى آمدن او از عالم غيب بصلب پدر . و ديگر « 14 » آمدن او صلب پدر برحم مادر . و ديگر « 15 » آمدن او از رحم مادر بدين عالم كشور . و چهارم آمدن او به رسالت از درگاه « 16 » خالق اكبر . و در هر سفرى او را هزار منزلت بود ، و در « 17 » هر منزلتى هزار كرامت بود . در وقت آمدن « 18 » بصلب « 19 » ، نور تابان بود ،
« قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ
« 20 »
. »
« 2 - » و در وقت آمدن برحم مادر ، گوهر صدق و ايمان بود . و در وقت آمدن به دنيا ، رحمت عالميان بود [ 110 ب ] ،
« وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ
« 21 »
. »
« 3 - »
هامش
( 1 ) - + دير مىآيند ( 2 ) - « ديرتر مىآمدند » ندارد ( 3 ) - + خود ( 4 ) - ايشان ( 5 ) - + چون ( 6 ) - ندارد ( 7 ) - + و رها كند ( 8 ) - ندارد ( 9 ) - + غم ( 10 ) - آمدن سيد عليه الصلاة و السلم به امت ( 11 ) - از « سيد ما . . . » ندارد ( 12 ) - + تعالى ( 13 ) - متن + عزيز ديگر قد جاءكم من اللّه نور ( 14 ) - دوم ( 15 ) - سوم ( 16 ) - ندارد ( 17 ) - متن ندارد ( 18 ) - + او ( 19 ) - + پدر ( 20 ) - از « قد جاءكم . . . » ندارد ( 21 ) - از « و ما ارسلناك . . . » ندارد ( 1 - ) سورهء توبه / 129 ( 2 - ) سورهء مائده / 18 ( 3 - ) سورهء انبيا / 107