به دنيا آمد از بهر « 1 » هدايت و رحمت « 2 » ،
« لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ
« 3 »
. »
« 1 - » برادران يوسف بمصر آمدند از بهر « 4 » حاجت را « 5 » ،
« وَ جاءَ إِخْوَةُ يُوسُفَ . »
« 2 - »
امّا آمدن موسى « 6 » از بهر « 7 » آن بود كى چون ملك تعالى او را « 8 » برگزيد و سلب اصطفى در پوشيد ، چهار هزار « 9 » سخن بىواسطه با او بگفت . درجهء او بدرگاه حق بدانجا رسيد كى ملك تعالى با او « 10 » هزار بار گفته بود : « يا ابن عمران يا صاحب جبل لبنان ليس بينى و بينك ترجمان . »
چون موسى « 11 » كليم اين خلعت بيافت و بر امّت عرض « 12 » كرد ، امت او را باور نداشتند . گفت : بار خدايا اين بىخبران مرا « 13 » باور نمىدارند ، كى تو مرا « 14 » خلعت مكالمت دادى و تاج رسالت بر سر نهادى . خطاب آمد : يا موسى بن عمران « 15 » اين بار كى بيايى عقلا « 16 » و علماء « 17 » امت را با خود به يارى ، تا من بىواسطه با تو سخن گويم ، چنانك ايشان بشنوند تا بدانند كى تو كليم « 18 » منى ، كرامت تو در چشم ايشان پيدا كنم ، تا بدانند كى تو رسول منى « 19 » . كليم « 20 » بار خدا هفتاد كس از اخيار « 21 » و علماء « 22 » بنى اسرائيل برگزيد « 23 » و با خود ببرد « 24 » .
او « 25 » لذّت حق و لذّت « 26 » مناجات چشيده بود ، در آرزوى آن لذّت مىدويد و ياران را بجاى مىگذاشت . چون بميقات « 27 » بمقام مكالمت « 28 » رسيد ، با او هيچ كس نمانده بودند « 29 » . خطاب « 30 » آمد :
« وَ ما أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يا مُوسى ؟ »
« 3 - » همراهانت كجا
هامش
( 1 ) - « از بهر » ندارد
( 2 ) - + را قوله تعالى
( 3 ) - + الآية
( 4 ) - « از بهر » ندارد
( 5 ) - قوله تعالى
( 6 ) - + عليه السلم
( 7 ) - براى
( 8 ) - + بر اهل عصر خود
( 9 ) - + كلمه
( 10 ) - يك روز
( 11 ) - ندارد
( 12 ) - عرضه
( 13 ) - ندارد
( 14 ) - ما را
( 15 ) - « يا موسى بن عمران » ندارد
( 16 ) - ندارد
( 17 ) - + عقلا و صلحا
( 18 ) - + و رسول
( 19 ) - از « كرامت تو . . . » ندارد
( 20 ) - + گفت
( 21 ) - احبار و عقلا
( 22 ) - + و صلحا
( 23 ) - برگيرم
( 24 ) - بياورم ايشان را برگرفت و مىرفت
( 25 ) - موسى
( 26 ) - « حق و لذت » ندارد
( 27 ) - « بميقات » ندارد
( 28 ) - ندارد
( 29 ) - بود
( 30 ) - + از حضرت
( 1 - ) سورهء توبه / 129
( 2 - ) سورهء يوسف / 58
( 3 - ) سورهء طه / 85