رسول اللّه ديوانه در بهشت نباشد . گفت : نه آن عقلى مىگويم كى ضدّ ديوانگى بود « 1 » ، آن عقلى مىگويم كى ضدّ « 2 » بيگانگى بود « 3 » . هر كرا قدم از منكرات شريعت بعقال « 4 » امر و نهى قرآن دربند نباشد ، او را با جمال دين حق هيچ « 5 » پيوند نباشد .
موعظه « 6 » :
امروز نفس را « 7 » به خدا « 8 » خرسند كن و آرزو « 9 » و حرص و هوا را دربند كن و به وسيلت قرآن با دين حق پيوند كن و فردا بر سمند « 10 » سعادت حق « 11 » برنشين و قصد درگاه قبول اقبال خداوند كن . اى كسى كى در راه بندگى بشتافتى ، نگر كى « 12 » خوار ندارى اين خلعت را كى يافتى . هر طاعت كى بر « 13 » فعل او ثواب بيشتر « 14 » بر ترك « 15 » او عقاب « 16 » بيشتر « 17 » . مصطفى صلع « 18 » گفت . « ليس فى النّار اشدّ عذابا ممّن حفظ القرآن ثمّ نسيه . » « 19 » هيچ كس در قيامت سختعذابتر از آن كس « 20 » نيست كى قرآن ياد گيرد و پس به غفلت فراموش كند . ترسم كى فردا اشخاص « 21 » جمال « 22 » او با تو « 23 » خصومت كند ، وا حسرتا كى روزگار [ 8 الف ] ترا باشد ، اگر فردا آن « 24 » خواندن قرآن را « 25 » بر تو حجّت كند .
در خبر مىآيد كى فردا « 26 » گروهى را در عرصات قيامت آرند و آن صفت حال ايشان خصم روزگار ايشان گشته باشد . زاهدى را مىآرند « 27 » و آن زهد او خصم او گشته . آن زهد « 28 » گويد : بار خدايا او « 29 » مرا از خود بنمود و با او « 30 » از حقيقت من ذرهاى نبود . صوفيى را مىآرند « 31 » و صفا خصم « 32 » او گشته . آن صفاء او « 33 » گويد : بار خدايا به ظاهر او « 34 » به من تولّى كرد و به باطن از من « 35 » تبرّا كرد .
هامش
( 1 ) - باشد
( 2 ) - + كفر
( 3 ) - باشد
( 4 ) - + شريعة
( 5 ) - ندارد
( 6 ) - در متن : موعظه ، بيت
( 7 ) - + به خدمت
( 8 ) - خدا
( 9 ) - از آز
( 10 ) - مسند
( 11 ) - ندارد
( 12 ) - تا
( 13 ) - در
( 14 ) - + است
( 15 ) - ناكردن
( 16 ) - عقوبت
( 17 ) - + است
( 18 ) - صلى اللّه عليه و سلم
( 19 ) - + گفت
( 20 ) - ندارد
( 21 ) - شخص
( 22 ) - جمال قرآن
( 23 ) - با او
( 24 ) - از
( 25 ) - ندارد
( 26 ) - + قيامت
( 27 ) - بياورند
( 28 ) - « آن زهد » ندارد
( 29 ) - ندارد
( 30 ) - ندارد
( 31 ) - بياورند
( 32 ) - خشم
( 33 ) - « آن صفاء او » ندارد
( 34 ) - ندارد
( 35 ) - ندارد