بيت
صد رنگ ز صد گونه بر آميختهاى * آنگه ز ميان كار بگريختهاى
باران دو صدساله فروننشاند * آن گرد بلاها « 1 » كى تو انگيختهاى
« 2 » سيّد عليه السلم گفت « 3 » : « ما من مؤمن الّا و فيه نفس كافرة الّا انا فانها اسلمت على يدى و لا يأمرنى بالسوء . » گفت : « 4 » هر كس كى « 5 » از مؤمنان « 6 » در خطّهء ايمان مجاور است « 7 » ، در نهاد او نفس كافر است ، مگر « 8 » كى نفس من بر دست من مسلمان شد « 9 » ، و از راه معصيت با كران شد « 10 » .
اى دوستان بازان كى نفس سيّد عليه السلم « 11 » مسلمان بود ، و در عالم ايمان و « 12 » احسان « 13 » بود ، سيّد « 14 » از مكر او ترسان بود . چون از جهاد كافر باز آمدى گفتى « 15 » : « رجعنا من الجهاد الاصغر « 16 » الى الجهاد الاكبر « 17 » . » تو با سلب « 18 » غفلت از « 19 » نفس كافره ايمنى ، و در جوار آفت او ساكنى ! « 20 » پيغامى از حضرت ايزد به خود رسان :
« قاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ . »
« 1 - » در حق « 21 » خود بر خوان و تيغ رياضت از نيام مجاهدت بركش ، و اين نفس كافره را بكش . و اگر تو او را نكشى ، او « 22 » ناگهان از مكمن « 23 » احتيال خود درتازد ، و سر ترا بتيغ شهوت از تن « 24 » بيندازد .
بيت
تا كم نشود صفات نفس از بر تو * پيدا نشود سعادت اختر تو
هامش
( 1 ) - بلا را
( 2 ) - + الخبر : قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم
( 3 ) - « سيد عليه السلم گفت » ندارد
( 4 ) - + هيچ كس
( 5 ) - « هر كس كى » ندارد
( 6 ) - + نيست الا كى
( 7 ) - « در خطهء ايمان مجاورست » ندارد
( 8 ) - + من
( 9 ) - شده است
( 10 ) - شده است
( 11 ) - عليه الصلاة و السلم
( 12 ) - « ايمان و » ندارد
( 13 ) - + و ايمان
( 14 ) - ندارد
( 15 ) - فرمودى
( 16 ) - متن :
الاصغرى
( 17 ) - متن : الاكبرى . سيد عليه الصلاة و السلم با نسبت عصمت از آفت نفس مؤمنه ايمن نبود تو در عالم زلت
( 18 ) - سبب
( 19 ) - + مكر
( 20 ) - + اشارت
( 21 ) - + نفس
( 22 ) - + ترا بكشد و
( 23 ) - كمين
( 24 ) - « از تن » ندارد
( 1 - ) سورهء توبه / 124