ببلاى حق مبتلا شوند .
بيت
فردا كى ملك به حق حكم « 1 » خواهد بود « 2 » * اى بس كى ز خلق بيشوكم خواهد بود « 3 »
مظلوم سزاوار كرم خواهد شد « 4 » * محنت همه بر اهل ستم خواهد بود « 5 »
ساقى چون آن پيغام به نزد ملك برد ، ملك آن زنان را بخواند و پرسيد « 6 » كى : يوسف چه « 7 » كرده بود كو را به زندان كرديد « 8 » ؟ ايشان بهيكبار « 9 » آواز برآوردند :
« ما عَلِمْنا عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ . »
« 1 - » گفتند : ما به نظر خيانت به دو نگريديم ، و او را جز در راه امانت نديديم . زليخا گفت :
« أَنَا راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ . »
« 2 - » جرم بر خود اقرار كرد و يوسف را از جرم برى و بيزار كرد ، تا در مصر ايشان را ملامت كردند . گفتند : [ 101 ب ] چرا « 10 » آهنگ خيانت كرديد « 11 » آنگه مقرّ آمديد « 12 » ؟
ايشان گفتند : ما را چه جرم بود « 13 » كى ما درين اقرار مكره بوديم ، زبان ما بىاختيار گويا شد ، تا تن ما در نظر خلق رسوا شد .
« 14 » همچنان فردا ملك تعالى « 15 » عاصى را نامه بدست « 16 » دهد ، چون جرم خود از نامه « 17 » برخواند ، جمله را انكار كند . ملك تعالى « 18 » اعضاء « 19 » او را به سخن آرد تا اقرار كند . بنده اعضاء خود را ملامت كند « 20 » كى چرا « 21 » به گناه بر من « 22 » گواهى دادى ، و تن مرا در آتش دوزخ « 23 » نهادى ؟ « 24 » اعضاى بنده « 25 » گويد « 26 » :
« أَنْطَقَنَا اللَّهُ
هامش
( 1 ) - قضا
( 2 ) - كرد
( 3 ) - كرد
( 4 ) - محنت همه بر اهل ستم خواهد كرد
( 5 ) - مظلوم سزاوار كرم خواهد كرد
( 6 ) - گفت
( 7 ) - + گناه
( 8 ) - فرموديت
( 9 ) - ندارد
( 10 ) - + چون
( 11 ) - + بر خود اقرار كرديد و خود را فضيحت و رسوا كرديد
( 12 ) - « آنگه مقر آمديد » ندارد
( 13 ) - ندارد
( 14 ) - + لطيفه
( 15 ) - + مؤمن
( 16 ) - + چپ
( 17 ) - « چون جرم خود از نامه » ندارد
( 18 ) - + دست و پاى
( 19 ) - ندارد
( 20 ) - + گويد
( 21 ) - ندارد
( 22 ) - « بر من » ندارد
( 23 ) - ندارد
( 24 ) - + ايشان
( 25 ) - « اعضاى بنده » ندارد
( 26 ) - گويند
( 1 - ) سورهء يوسف / 51
( 2 - ) سورهء يوسف / 51