بيت
اى آنك دلت ز مهر اين دنيا تفت * بگسل دل ازو كزوت مىبايد رفت
برخيز ز خواب غفلت و نيك بدان * كاندر گورت بسى همى بايد خفت
« 1 » مصطفى عليه السلم گفت « 2 » : « النوم اخ الموت كما تنامون كذلك تموتون و كما تموتون كذلك تبعثون . » گفت : خواب برادر مرگ است . همچنانك بخسبى همچنان بميرى ، و هم « 3 » بدان صفت كى امروز ميرى « 4 » فردا برخيزى .
هر كس را در خواب چيزى ديگر نمايند . يكى « 5 » خفته باشد « 6 » ، و در خواب خود را در ترس و بلا و شدّت بيند . و يكى در خواب خود را در شادى و سماع و روح و راحت بيند « 7 » . پس هركسى كى بخسبد ، نه آن بيند و نه اين « 8 » از خواب « 9 » خبر آنگه دارد كى برخيزد . همچنين بود حال سكّان « 10 » لحد . بس كس كى خود را در « 11 » دوزخ « 12 » بيند ، « 13 » و يا « 14 » در نسيم جنت بيند . و بس كس كى ازين هر دو حالت غافل بود ، از خود آنگه « 15 » خبر « 16 » دارد « 17 » كى به قيامت حاضر شود « 18 » ،
« لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنْ نَهارٍ بَلاغٌ . »
« 1 - » چون در خواب اين همه لطف « 19 » تعبيه بوده است « 20 » ، ملك تعالى سبب نجات « 21 » يوسف « 22 » تعبير ساخت .
قصه « 23 » :
و آن چنان بود كى ياد كرديم . چون معبّران از « 24 » جواب و تعبير « 25 »
هامش
( 1 ) - + الخبر قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و السلم
( 2 ) - « مصطفى عليه السلام گفت » ندارد
( 3 ) - « و هم » ندارد
( 4 ) - بميرى
( 5 ) - + در خواب
( 6 ) - + و خود را در شادى بيند و سماع و روح و راحت بيند و ديگرى خفته باشد و خود را در ترس و بلا و شدت بيند
( 7 ) - از « در خواب خود را . . . » ندارد
( 8 ) - + بيند
( 9 ) - « از خواب » ندارد
( 10 ) - به بستگان
( 11 ) - + در شرر آتش
( 12 ) - ندارد
( 13 ) - + و كس خود را
( 14 ) - « و يا » ندارد
( 15 ) - « از خود آنگه » ندارد
( 16 ) - + آن وقت
( 17 ) - + كى برخيزد
( 18 ) - + قوله تعالى
( 19 ) - لطائف
( 20 ) - بود
( 21 ) - محنت
( 22 ) - + و نجات او
( 23 ) - در متن : ندارد
( 24 ) - + تأويل
( 25 ) - « جواب و تعبير » ندارد
( 1 - ) سورهء احقاف / 35