بعدتم « 1 » فذاب الجسم بعد فراقكم * و هل احد يبقى اذا فاته الروح
اصلى بذكراكم اذا كنت خاليا * الا انّ تذكار الاحبّة تسبيح
شبى از شبها « 2 » بدان بالكانه * « 3 » نشسته بود ، اشترى را ديد كى « 4 » از بيابان در مىتاخت . چون به زير « 5 » ديوار زندان رسيد [ 97 ب ] ، به زبان فصيح به آواز آمد و يوسف را « 6 » گفت : يا كريم بن الكريم « 7 » از زمين كنعان مىآيم ، و هم بجانب كنعان مىروم . بدان يعقوب محنت رسيده هيچ پيغامى دارى « 8 » ؟ چون « 9 » يوسف « 10 » نام پدر و كنعان شنيد زارزار « 11 » در خروشيدن آمد « 12 » ، پس « 13 » نگاه كرد اعرابيى را ديد كى از پس اشتر مىآيد خشمآلودهشده « 14 » و عصايى كشيده . چون فراز رسيد « 15 » خواست كى بر اشتر زند ، زمين پاى « 16 » وى را بگرفت و تا ساق فروبرد « 17 » ، نتوانست « 18 » كى پيش « 19 » آيد . يوسف از آن بالكانه « 20 » آواز داد « 21 » گفت « 22 » : يا اخ - العرب از كجا مىآيى ؟ گفت : از زمين كنعان مىآيم و بجانب مصر مىروم « 23 » .
گفت : در « 24 » كنعان هيچ درختى دانى كى او را دوازده شاخ بود ، يكى از آن گسسته شد . اكنون چند سال است كى آن اصل درخت در فراق فرع خود مىنالد . اعرابى گفت : اى جوامرد « 25 » اين كى تو مىگويى مثل « 26 » حال « 27 » يعقوب
هامش
( 1 ) - نعيم
( 2 ) - + يوسف
( 3 ) - نالهگاه * بالكانه : درى كوچك بود در ديوار كه ازو پنهان بيرون نگرند و بود نيز كه مشبك كنند . رودكى گويد : بهشت آئينسرايى را بپرداخت زهر گونه در او تمثالها ساخت ز عود و چندان او را آستانه درش سيمين و زرين بالكانه . « لغت فرس . باهتمام مرحوم عباس اقبال » . رشيدى مىنويسد ، بمعنى غرفه است نه دريچه چنان كه خاقانى گويد : به بالكانهء جنت عقيم به حورا .
( 4 ) - « را ديد كى » ندارد
( 5 ) - نزديك
( 6 ) - « به آواز آمد و يوسف را » ندارد
( 7 ) - + بن الكريم بن الكريم ، يوسف بن يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم
( 8 ) - پيغام مىفرستى
( 9 ) - ندارد
( 10 ) - + چون
( 11 ) - + زار بگريست و بخروشيد
( 12 ) - « در خروشيدن آمد » ندارد
( 13 ) - از پس اشتر
( 14 ) - « خشمآلودهشده » ندارد
( 15 ) - « چون فراز رسيد » ندارد
( 16 ) - ندارد
( 17 ) - فروبردش
( 18 ) - خواست
( 19 ) - + اشتر
( 20 ) - نالهگاه
( 21 ) - + گفت من اين تجىء
( 22 ) - ندارد
( 23 ) - از « و بجانب . . . » ندارد
( 24 ) - به زمين
( 25 ) - « اى جوامرد » ندارد
( 26 ) - ندارد
( 27 ) + فراق