دل كى محل اسرار من است « 1 » چون پسندم كى بردارم [ 75 ب ] آنگه بشيطان واگذارم ؟
بيت
دل آن منست فداى شيطان نكنم * بر خويشتن از مهر تو تاوان نكنم
سريست مرا بدل درون بسيارى * من خانهء « 2 » سرّ خويش ويران نكنم
چهارم : گفتيم كى زليخا بيوسف قصد اصابت كرد و به مقصود خود نرسيد « 3 » :
« وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها . »
« 1 - » اهل تفسير را خلاف است كى تا همّ يوسف چه بوده « 4 » است ؟
ابن عباس و اسماعيل « 5 » و كلبى و سعيد بن جابر و قيس بن مرّه رضى اللّه عنهم گويند « 6 » : همّ زليخا « 7 » زنا بود ، و همّ يوسف « 8 » گره « 9 » گشادن .
و گروهى گفتند : همّ زليخا آن بود كى يوسف با وى « 10 » صحبت كند ، و همّ يوسف آن بود كى او را « 11 » مخالفت كند .
و گروهى گويند « 12 » : كى در آيت تقديم و تأخيرست ، معنايش آن بود « 13 » كى :
« لو لا ان رأى برهان ربه لهمّ بها . » .
و گروهى چنان « 14 » گويند : قصد يوسف همان بود كى قصد زليخا بود ، و لكن
هامش
( 1 ) - در متن : دل كه اسرار محل منست
( 2 ) - در متن : خوانه
( 3 ) - + قوله تعالى
( 4 ) - بود
( 5 ) - ندارد
( 6 ) - « رضى اللّه عنهم گويند » ندارد
( 7 ) - + هم
( 8 ) - + هم
( 9 ) - بند
( 10 ) - « باوى » ندارد
( 11 ) - « او را » ندارد
( 12 ) - گفتند
( 13 ) - معنى آنست
( 14 ) - ندارد
( 1 - ) سورهء يوسف / 24