كى منت نگاه دارم بفضل خداى تعالى « 1 » . سيد « 2 » بيرون آمد و ياران بر اثر وى بيرون آمدند « 3 » ، سيد « 4 » بايستاد و از دور « 5 » نظاره مىكرد ، ايشان در آمدند و در خانه رفتند كس را نديدند . سيد « 6 » با ياران ايشان را مىديد و جهودان ايشان را نمىديدند . ابو بكر « 7 » گفت : يا رسول اللّه اين جهودان كجا مىروند ؟ سيد « 8 » گفت : بكشتن ما آمدند .
گفت : پس چون است كى ايشان پيش ما نمىآيند و « 9 » ما را نمىبينند و ما ايشان را مىبينيم ؟ جبرئيل امين بيامد « 10 » و گفت : يا سيد « 11 » ملك تعالى مىگويد : « 12 » شب معراج كى تو ديده بر هم نهادى در راه طلب ما ، همهء آسمانيان تو را مىديدند و تو ايشان را نمىديدى ، ما امروز به جزاى آن ديدهء دشمنان ترا « 13 » بر هم دوختيم از ديدار تو ، تا تو ايشان را بينى و « 14 » ايشان ترا نبينند . قوله « 15 » :
« فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ . »
« 1 - »
لطيفه :
چنانست كى « 16 » محمد را « 17 » دشمن [ بسيار ] « 18 » بود و مكر و كيد ايشان در باب او « 19 » بىشمار بود ، و لكن صفت « 20 » فضل ما او را نگاهدار بود . آن را كى فضل و عصمت « 21 » ما ياور بود ، دشمن را بر وى كى ظفر بود ؟ ملك تعالى با تو همين مىگويد : بندهء من شيطان ترا دشمن است و لكن غم مدار كى پناه تو و امن « 22 » است . قوله « 23 » :
« فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ . »
« 2 - » آن را كى پناهش با من بود چه باك اگر شيطان او « 24 » را دشمن بود .
هامش
( 1 ) - « بفضل خداى تعالى » ندارد
( 2 ) - + عليه الصلاة و السلم از خانه
( 3 ) - در پى او درآمدند
( 4 ) - + عليه الصلاة و السلم
( 5 ) - « از دور » ندارد
( 6 ) - + عليه الصلاة و السلم
( 7 ) - + صديق
( 8 ) - ندارد
( 9 ) - « پيش ما نمىآيند و » ندارد
( 10 ) - آمد
( 11 ) - رسول اللّه
( 12 ) - + كه آن
( 13 ) - تو
( 14 ) - « تو ايشان را بينى و » ندارد
( 15 ) - + تعالى
( 16 ) - + مىگويد
( 17 ) - + عليه الصلاة و السلم
( 18 ) - در متن : ندارد
( 19 ) - « در باب او » ندارد
( 20 ) - لطف و
( 21 ) - ندارد
( 22 ) - با من
( 23 ) - + تعالى
( 24 ) - شيطانش
( 1 - ) سورهء مائده / 14
( 2 - ) سورهء نحل / 98