موعظه :
اى مسلمانان ، يافته نگاه داريد « 1 » . هر كه يافته از دست بدهد ، پس آسان از تيمار او نرهد . هرك دل در چيزى بست ، چون به غفلت ازو بازگشت ، مدّت انتظارش دراز گشت .
آدم عليه السلم « 2 » دويست سال بر سنگى نشسته بود ، و چشم در آسمان گذاشته « 3 » ، تا از آسمان كه درآيد و از بهشت چه خبر آيد ؛ و ابليس دل در كيد آدم بسته بود « 4 » ، چون به لعنت ازو باز گشت ، مدت انتظارش دراز گشت . « 5 » سيصد سال بر در بهشت نشسته بود ، تا از آنجا « 6 » كه بدر آيد و از آدم چه خبر آيد ؟ و سيد صلع « 7 » دل در مكه بسته بود ، چون از مكه بازگشت ، مدت انتظارش دراز گشت « 8 » . مدّت « 9 » يازده سال هر روز نماز ديگر ، از دروازهء مدينه بدر آمدى ، و بر سر راه مكه شدى تا از مكه كى درآيد و او را « 10 » از خانه چه خبر آيد . و عايشه صديقه دل در سيد « 11 » بسته بود ، در وقت « 12 » بهتان « 13 » ازو بازگشت ، مدت انتظارش دراز گشت ، بيست و يك روز « 14 » در خانهء پدر « 15 » نشسته بود « 16 » ، دست در زير سر نهاده و چشم بر شكاف در نهاده « 17 » ، تا از در كه درآيد و از سيد « 18 » چه خبر آيد . يعقوب دل در يوسف بسته بود ، چون از وداع « 19 » بازگشت ، مدت انتظارش دراز گشت ، هشتاد سال بر سر راه نشسته بود « 20 » و در آن وداع گاه مصيبت خانهاى ساخته « 21 » بود و نظر بر گماشته ، تا از راه كى درآيد و از يوسف چه خبر آيد . بندهء « 22 » عاشق در ازل دل در معشوق بسته بود ، چون در وقت خطاب الست از موقف عهد و ميثاق بازگشت ، « 23 » پنجاه سال جان بر كف همت نهاده
هامش
( 1 ) - نگهداريد
( 2 ) - ندارد
( 3 ) - گماشته
( 4 ) - بست
( 5 ) - + مدت
( 6 ) - بهشت
( 7 ) - عليه الصلاة و السلم
( 8 ) - « دراز گشت » ندارد
( 9 ) - ندارد
( 10 ) - وى را
( 11 ) - + عليه الصلاة و السلم
( 12 ) - تا روز
( 13 ) - + كه
( 14 ) - همه روز
( 15 ) - ندارد
( 16 ) - نشسته
( 17 ) - افگنده
( 18 ) - + صلى اللّه عليه و سلم
( 19 ) - وداعش
( 20 ) - ندارد
( 21 ) - ساخت
( 22 ) - ندارد
( 23 ) - + مدت انتظارش دراز گشت مدتى كى درين عالم دنيا مىباشد