شمعون سرّ يعقوب آشكارا كرد . پادشاه عالم « 1 » از سه خبر داد و از يكى در توقف نهاد . از زن نوح و لوط خبر داد و بمصطفى صلع « 2 » شكايت كرد .
« ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ . »
« 1 - » الآية . و از حفصه شكايت كرد ،
« وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً . »
« 2 - » و از مادر شمعون در توقف نهاد و صيانت كرد . باز نمود كى هم عزيز و هم قهارم و هم حليم و ستّارم ، « 3 » خواهم پرده بردارم و خواهم فروگذارم ، آن را كى برداشتم پرده فروگذاشتم . و آن را كى فروگذاشتم « 4 » پرده برداشتم .
اشارت :
پردهء جرم و جفا « 5 » پيوسته است به پردهء شرم و حيا . اگر امروز پردهء شرم و حيا برداشتى و « 6 » در راه هوا شدى ، « 7 » فردا پرده از جرم و جفا برداشتى و رسوا شدى .
در خبر مىآيد كى فردا هر جوقى را « 8 » از بندگان بمقام عرض مىبرند ، « 9 » بندهاى باشد كى از ايشان باز پس مىگريزد . در ميان هفتاد هزار جوق او را از بندگان بدرگاه برند و از همه باز پس گريزد ، در آن صحراى قيامت نگاه كند هيچ مفرّ نبيند ، « 10 » خواهد كى پنهان به دوزخ دود « 11 » راه نيابد ، « 12 » جايى بيند كى براق سيد صلع « 13 » آنجا پاى نهاده باشد ، زمين از هيبت سم او دريده باشد . آن بنده در آن شكاف پنهان شود ، هيچ كس از ملايكه و زبانيه « 14 » او را نبينند . خلق اولين و آخرين به عرضگاه حاضر شوند و از حقيقت حال او غافل شوند . ملك تعالى بر صفت كبريا و تعالى « 15 » خود بر ظاهر و باطن آن بنده مطلع باشد . گويد : ملايكتى بندهايست « 16 » آب روى
هامش
( 1 ) - خداى تعالى
( 2 ) - صلى اللّه عليه و سلم
( 3 ) - غفارم
( 4 ) - برداشتم
( 5 ) - + تو
( 6 ) - + بنده
( 7 ) - + اگر
( 8 ) - ندارد
( 9 ) - برند
( 10 ) - نهبيند
( 11 ) - رود
( 12 ) - + پس
( 13 ) - عليه الصلاة و السلام
( 14 ) - زبانيه و ملايكه
( 15 ) - از « بر صفت . . . » ندارد
( 16 ) - بندهاى هست
( 1 - ) سورهء تحريم / 10
( 2 - ) سورهء تحريم / 3