بيك لمحة البصر فى الزّمان در عالم ملكوت تصرّف كند . و بدين قوّت عقلى نوع آدمى از ديگر انواع حيوانات مميّز است و با سماويّات مشابهت يافته است . و اگر نه آنستى كه اصل و جوهر او از عالم روحانى است ، ايشان را نتوانستى يافتن « 1 » و هستى خداى تعالى و يگانگى و صفات او « 2 » الّا اين قوّت عقلى در نتواند يافتن « 3 » . و از اين جاست كه بارى تعالى پيغامبر ما را محمّد مصطفى صلوات اللّه عليه و سلامه بواسطهء جبرئيل خبر داد بدين كلمه « لن يسعنى ارضى و سمائى و يسعنى قلب عبدى المؤمن « 4 » » ، نه بديگر اعضاء .
و بمعنى « 5 » قلب اين قوّت عقلى مىخواهد كه نخست از و تأثير بدل آدمى رسد از اجزاء بدن ، آنگاه بدماغ ، آنگاه بديگر اعضاء . در قرآن فرمود
« إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ »
« 6 » و
« نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ »
« 7 » . و اين قلب را « نفس ناطقهء » انسانى خوانند ، و قلب حقيقى نه آن پاره گوشت است كه در سوى چپ آدمى آفريده است در اندرون سينه ، و بدين قلب نفس ناطقهء انسانى مىخواهد و آن در تن آدمى نيست ، بل كه نظرى از آن او بتن آدمى است و نظرى بعالم ملكوت ، و او را « روح » هم خوانند و به زبان پارسى « روان » گويند و حكما « نفس » خوانند تا اشتباه نيفتد .
فصل سوم در شناختن عالم عقل « 8 » و معقولات و اشارتى بدان بر طريق كلى
( 8 ) اكنون گوئيم كه [ عالم عقل و معقولات عالمى است بزرگ و نامتناهى ] « 9 » ،
هامش
( 1 ) يافتن : يافتH( 2 ) او : او راS( 3 ) يافتن : يافتH( 4 ) قلب عبدى المؤمن :
قلب عبداH( 5 ) و بمعنى . . : مىخواهد : -H( 6 ) سورهء 50 ( ق ) آيهء 37
( 7 ) سورهء 26 ( الشعراء ) آيهء 193 - 194
( 8 ) عالم عقل : علم اعقلH( 9 ) عالم عقل . . .
نامتناهى : -H