تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
و هر چه ممكن الائتلاف « 1 » و الافتراق باشد ، ممكن الخرق باشد « 2 » . و خرق بر محدّد « 3 » روا نباشد ، زيرا در آن حالت كه قابل خرق شود « 4 » ، لازم آيد « 5 » او را دو حركت مختلف : يكى در شىء و يكى در لاشىء ، و در لاشىء « 6 » حركت محال باشد « 7 » . ( 41 ) و بدان كه حرارت قوّتى است كه از مركز قصد بالا كند . و برودت قوّتى است كه از بالا قصد مركز كند . ثقل بر برودت غالب است و خفّت بر حرارت . و محدّد « 8 » نه از بالا به زير حركت كند و نه از زير به بالا ، پس بايد « 9 » نه ثقيل بود « 10 » و نه خفيف و نه حارّ باشد و نه بارد . و حركت محدّد پيرامون « 11 » مركز باشد و شكل او شكل كرىّ باشد ، و چون مركّب نيست ، از اجسام مختلف متشابه الاجزاء باشد و او را زير و بالا نباشد ، بلكه همه بالا باشد يا همه زير باشد . ( 42 ) و بدان كه هر چه را « 12 » نموّ است به غذا محتاج است « 13 » ، و هر چه به غذا « 14 » محتاج باشد « 15 » قابل كون و فساد بود « 16 » و فرق مر او را لازم باشد و محدّد را « 17 » نموّ نيست ، پس او را به غذا حاجت نيفتد . و « 18 » چون از غذا فارغ باشد كون و فساد بر او راه نيابد . [ و آنچه حقّ تعالى در قرآن مجيد خبر مىدهد « 19 »
« فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ »
« 20 » ، دلالت مىكند بر آنكه « 21 » محدّد « 22 » را
هامش
( 1 ) الائتلاف : الاتلافF( 2 ) ممكن الخرق باشد : متخرق شودF( 3 ) محدد : محدودF( 4 ) شود : باشدS( 5 ) آيد : افتدSP( 6 ) و در لاشىء : و او را در لاشىءS( 7 ) باشد : بودS( 8 ) محدد : محدودF( 9 ) بايد : + كهS( 10 ) بود : باشدS( 11 ) پيرامون : پيرامنS( 12 ) هر چه را : هر چه درFهر چه دوP( 13 ) به غذا محتاج است : او را به غذا حاجت باشدS( 14 ) هر چه به غذا : هر چه را به غذاS( 15 ) محتاج باشد : حاجت باشدS( 16 ) بود : باشدS( 17 ) محد را : محدود وF( 18 ) نيفتد و : نبودF( 19 ) و آنچه . . . مىدهد : و حق سبحانه و تعالى در سورهء تبارك الملك فرمايدSP( 20 ) سورهء 67 ( الملك ) آيهء 3 ( 21 ) ير آنكه : بر اينكهS( 22 ) محدد : محدردF