بسم اللّه الرحمن الرحيم ربّ انعمت فزد « 1 » ( 1 ) سپاس خداى را « 2 » كه بىواسطهء ما بجود « 3 » خود وجود ما پيدا كرد ، و درود بر روان پاك خواجهاى كه پرتو شعاع نور نبوّتش پردهء تاريك « 4 » كفر از روى جهان برانداخت ، و آفرين بر ياران و دوستداران « 5 » او خاصّه بر يگانهء چهارگانه « 6 » .
( 2 ) امّا بعد ، جماعتى از اصحاب دل از اهل سپاهان « 7 » كه مرا با ايشان نشست و خاستى « 8 » بود درخواستند « 9 » تا كلمهاى چند در حقيقت جمع كنم « 10 » ، چنان كه تكلّف در آن راه نيابد و بفهم هر كس نزديك باشد « 11 » . و من در آن شروع كردم و از حقّ تعالى « 12 » درخواستم تا توفيق تمام كردن دهد و نام رساله را « بستان القلوب » كردم « 13 » « 14 » و بر دو قسم نهادم : قسمى « 15 » تعلّق بعالم اجسام دارد ، و قسمى « 16 » تعلّق بعالم ارواح . و هر آفريدهاى كه هست ازين دو
هامش
( 1 ) رب انعمت فزد : -SPA( 2 ) خداى را : آن خدائى راS( 3 ) بجود : نجودىP( 4 ) تاريك : تاريكىPF( 5 ) دوستداران : نزديكانS( 6 ) چهارگانه : + انما وليكم اللّه و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاةS( 7 ) اصحاب دل از اهل سپاهان : اهل صفا از اصفهانF( 8 ) خاستى : خاستS( 9 ) درخواستند :
درخواست كردندS( 10 ) كنم : كنيمS( 11 ) باشد : + و از آن مستفيد شوند
( 12 ) تعالى :
+ جل و علاS( 13 ) و نام رساله را بستان القلوب كردم : و آن را روضة القلوب نام كردمS( 14 ) بستان القلوب : روضة القلوبPA( 15 ) قسمى : قسمتىF( 16 ) قسمى : قسمتىF