از چند وجه باشد : اوّل آنست كه معلوم شريفتر بود چنان كه ترجيح زرگريست « 1 » بر پالانگرى كه تصرّف اين علم « 2 » در زر است و تصرف اين ديگر « 3 » در چوب و پشم « 4 » .
وجه دوّم از بهر آنكه « 5 » [ علمى را ادلّه قوىتر بود از علمى ديگر ] « 6 » . وجه سوّم « 7 » آنكه مهمتر باشد اشتغال در آن « 8 » و فايدهء او بيشتر باشد « 9 » ، و جملهء امارات ترجيح درين علم موجود است به نسبت با ديگر علوم . امّا از جهت نظر به مقصود « 10 » و معلوم « 11 » ظاهر است كه درين علم مقصود و مطلوب و معلوم حقّ است - تعالى شأنه « 12 » - و ديگر موجودات را با عظمت او نسبت كردن ممكن نيست . و امّا « 13 » از جهت يافت « 14 » دليل و تاكّد « 15 » برهان مبيّن « 16 » است كه مشاهده قوىتر از استدلال باشد « 17 » ، و محقّقان صناعت كلام « 18 » جايز ميدارند كه حقّ تعالى بنده را علم ضرورى « 19 » دهد بوجود « 20 » او و صفاتش و غير آن . [ پس چون اين جايز است كه بعضى را حاصل شود ] « 21 » شك نيست كه راجح « 22 » باشد بر آنچه تحمّل كلفت و نظر و « 23 » مشقّت استدلال و اقتحام مشكوك و محلّ شبهت بايد كرد . بعضى را از متصوّفه پرسيدند كه « ما الدليل على وجود الصانع ؟ » فقال « 24 » « قد « 25 » اغنى الصباح عن المصباح » ، يكى ديگر گويد هم از ايشان كه « مثال « 26 » كسى كه حقّ « 27 » را طلب كند
هامش
( 1 ) ترجيح زرگريست : تفضيل زرگرىT( 2 ) علم : -T( 3 ) و تصرف اين ديگر : و آن ديگرىT( 4 ) در چوب و پشم : در پشمT( 5 ) وجه دوم از بهر آنكه : دوم آنكهT( 6 ) علمى را . . . علمى ديگر : اين علم را ادله قوىتر از علمى ديگرستS( 7 ) وجه سوم : سيمT( 8 ) باشد اشتغال در آن : بود اشتغال بدانT( 9 ) او بيشتر باشد : آن بيشتر بودT( 10 ) به مقصود : به مقصدT( 11 ) و معلوم : -S( 12 ) تعالى شانه : -S( 13 ) و اما : اماS( 14 ) يافت : -T( 15 ) و تاكد : -T( 16 ) مبين : متعينS( 17 ) باشد : -T( 18 ) صناعت كلام :
كلامىT( 19 ) علم ضرورى : علمى ضرورىT( 20 ) دهد بوجود : بدهد با وجودS( 21 ) پس چون . . . حاصل شود : چون جايز است اين نوع بعضى كه حاصل شودS( 22 ) كه راجح : - كهS( 23 ) و نظرو : نظروS( 24 ) فقال : قالS( 25 ) قد : لقدS( 26 ) كه مثال : مثلT( 27 ) حق : معرفت حقT