فصل دوازدهم « 1 »
( 18 ) ابلهى چراغى در پيش آفتاب داشت ، گفت اى مادر ! آفتاب چراغ ما را ناپديد كرد « 2 » . گفت اگر « 3 » از خانه بدر برند « 4 » خاصه بنزد آفتاب هيچ نماند ، نه آنكه ضوء چراغ « 5 » معدوم گردد ، و ليكن چشم « 6 » چون چيزى عظيم را بيند كوچك را حقير « 7 » در مقابلهء آن بيند ، كسى كه « 8 » از آفتاب در خانه رود اگر چه روشن باشد هيچ نتواند ديد ،
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ ، وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ »
« 9 » ، « الا كلّ شىء ما خلا اللّه باطل » ،
« هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ »
« 10 » ، [ نوشته شد فصلى چند كه از رسالت « لغت موران » يافته است ] « 11 » .
[ و الحمد للّه رب العالمين و الصلاة على خير خلقه محمد و آله اجمعين ] « 12 »
هامش
( 1 ) دوازدهم : -T( 2 ) كرد : مىكندT( 3 ) اگر : چوT( 4 ) برند : نهىT( 5 ) نه آنكه ضوء چراغ : آنگه چراغ وضوءشS( 6 ) چشم : -S( 7 ) كوچك را حقير :
كودك حقير راT( 8 ) كسى كه : - كهS( 9 ) سورهء 55 ( الرحمن ) آيهء 26 - 27
( 10 ) سورهء 57 ( الحديد ) آيهء 3
( 11 ) نوشته شد . . . يافته است : -T( 12 ) و الحمد للّه . . . اجمعين : تمت الرسالة به حمد للّه و حسن توفيقهT