فصل دهم « 1 » « 2 »
( 16 ) كسى كه ساكن خانهاى باشد ، [ اگر در جهتست خانهء او در جهتست ، نيز لازم آيد بر طريق نفى برين وجه ] « 3 » ، « فرغ لى بيتا انا عند المنكسرة قلوبهم . » « 4 » خداى تعالى « 5 » منزّهست از مكان وجهت « 6 » و هم معطل از « 7 » خطاست ، « على قدر اهل العزم تأتى العزائم . » در خانه « 8 » بكدخداى ماند همه چيز ، [
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ »
« 9 » ، هرگز خانه و كدخدا يكى نشود ] « 10 » .
فصل يازدهم « 11 »
( 17 ) هر چه مانع « 12 » خيرست بدست و هر چه حجاب راهست كفر مردانست ، راضى شدن از نفس بدان چه « 13 » او را دست دهد ، و با او ساختن در طريق « 14 » سلوك عجز است و به خود شاد بودن « 15 » تبه است ، و اگر نيز بهر حقّ باشد به كلى روى بحقّ آوردن خلاص است .
هامش
( 1 ) دهم : -T( 2 ) فصل : فصل ملك كيهان را چون آئينهاى بود كه حليت او در آنجا ظاهر شود اگر نيز نور نباشد در خور و ملك باشد ، پس شايد كه آئينهء ملك در محلهء ملك نباشدT( 3 ) اگر در جهتست . . . برين وجه : اگر خانه در جهتست او نه در جهت باشد پس نفى جهت لازم آيد برين طريق يا داودT( 4 ) اين مأثوره در كتب معتبر موجود نيست
( 5 ) خداى تعالى : خداs( 6 ) وجهت : و از جهتt( 7 ) مبطل از : مبطلانS( 8 ) در خانه : از خانهS( 9 ) سورهء 42 ( الشورى ) آيهء 9
( 10 ) ليس . . .
يكى نشود : -T( 11 ) يازدهم : -T( 12 ) مانع : نافعS( 13 ) بدان چه : به آنچهS( 14 ) در طريق : - دوT( 15 ) شاد بودن : شاد شدنT