چون فارغ شود و قصد « 1 » رفتن كند ، پنج دروازه پيش آيد :
( 12 ) دروازهء اول دو در دارد و در هر درى تختى گستريده است « 2 » طولانى بر مثال بادامى ، و دو پرده يكى سياه و يكى سپيد « 3 » در پيش آويخته و بندهاى بسيار بر دروازه زده ، و يكى بر هر دو « 4 » تخت تكيه زده « 5 » ديدبانى به دو تعلّق دارد . و او از چندين ساله راه بتواند ديدن ، و بيشتر در سفر باشد ، و از جاى خود بجنبد و هر جا كه خواهد رود ، و اگر چه مسافتى باشد بيك لمحه برسد ، چون « 6 » به دو رسد بفرمايد تا هر كسى را بدروازه نگذارد و اگر از جائى رخنهاى پيدا شود زود خبر باز دهد .
( 13 ) و بدروازهء دوّم رود ، و دروازهء دوّم دو در دارد ، هر درى « 7 » را دهليزيست دراز پيچ در پيچ « 8 » بطلسم كرده ، و در آخر هر درى تختى گستريده مدوّر ، و يكى بر هر دو « 9 » تخت تكيه زده و او صاحب خبر است و او را پيكى در راه است « 10 » كه همواره « 11 » در روش باشد . و هر صوتى « 12 » كه حادث شود اين پيك آن را بستاند و به دو رساند و او « 13 » آن را دريابد و او را « 14 » بفرمايد تا هر چه شنود زود باز نمايد و هر صوتى را به خود راه ندهد و بهر آوازى از راه نرود .
( 14 ) و از آنجا بدروازهء سوّم رود « 15 » ، و دروازهء سوّم هم دو در دارد ،
هامش
( 1 ) و قصد : قصدT( 2 ) است : -T( 3 ) يكى سياه و يكى سپيد : يكى سپيد و يكى سياهT( 4 ) هر دو : -S( 5 ) تكيه زده : تكيهS( 6 ) چون : و چونT( 7 ) هر درى : و هر درىT( 8 ) پيچ در پيچ : پيچ پيچS( 9 ) هر دو : درT( 10 ) و او را پيكى در راه است : و او پيكى هستT( 11 ) همواره : هميشهS( 12 ) صورتى :
چيزىT( 13 ) و او : - اوT( 14 ) و او را : او راT( 15 ) سوم رود : سيم آيدT