ثباتش كه ازو « 1 » باز نتواند ستد . و چون افلاك را صور ثابتست و از فساد منزّه است او را شداد خواند چنان كه در تنزيل آمده است :
« وَ بَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً »
« 2 » ، و آيتى ديگر كه
« عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ »
« 3 » ، لجرمها ، « شداد » لثبات صورها ، يعنى غليظ است جرم ايشان و سختست از بهر آنكه صور ايشان ثابت است . و آن اجرام كه در زير ايشان منفعل مىشود :
« لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ »
« 4 » يعنى التفات نمىكند بچيزهائى كه در زير ايشاناند و ايشان را شواغل نيست .
( 69 ) آيتى ديگر « 5 » :
« وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ »
« 6 » يعنى نفوس فلكى مطيعاند مر معشوقات ايشان را كه آن عقولند . و آيتى ديگر قوله :
« مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ »
« 7 » يعنى عالم نفوس مطيعند مر عالم عقول را . و آنچه دلالت مىكند بدان كه فعل ايشان دائم است و حركات ايشان منقطع نيست كه ازلى در عالم سفلى بواسطهء حركات پديد مىآيد و شوق دائم و عاشق ثابت است . آيتى ديگر ، و آن آنست :
« فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا فَالَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ هُمْ لا يَسْأَمُونَ »
« 8 » . و عند اشارتست به آنكه نفوس در حيّز مكان نيستند و تسبيح عبارت است از آنكه ايشان شواغل و موانع ندارند . و طاعت ايشان دائم است از بهر آنكه عشق ايشان ثابتست ، و اشراقات عقول بر ايشان دائمست .
« وَ هُمْ لا يَسْأَمُونَ »
دلالت مىكند بر آنكه ايشان را ملالت نيست و قواى ايشان
هامش
( 1 ) كه ازو : - كهI( 2 ) سورهء 78 ( النبأ ) آيهء 12
( 3 ) سورهء 66 ( التحريم ) آيهء 6
( 4 ) سورهء 66 ( التحريم ) آيهء 3
( 5 ) آيتى ديگر : ديگرI( 6 ) سورهء 16 ( النحل ) آيهء 52
( 7 ) سورهء 81 ( التكوير ) آيهء 21
( 8 ) سورهء 41 ( فصلت ) آيهء 38