تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
و دوام تجدّد حركات معدّ دوام اشراقاتست و دوام هر دو سلسله موجب دوام حدوث حوادثست در عالم سفلى . و اگر نه شوق افلاك و حركات ايشان بودى از خود خداى جلّ و علا ، حاصل نشدى الّا قدرى متناهى و لازم آمدى انقطاع فيض حقّ تعالى زيرا كه در ذات او تغيّر نيست تا موجب تغيير فيض بود در حادثات . پس مستمرّ شد بجود سبحانه و تعالى حدوث حادثات بسبب و حدّى دائم از آن عاشقان ربّانى . و لازم شود حركات ايشان را نفع عالم ما بر « 1 » وجه استقلال بايجاد چيزهاى معادل . بلكه بحركات ايشان استعداد چيزها پديد آيد ، و بارى تعالى ايجاد كند آنچه لايق استعداد هر چيز است « 2 » در قدر خويش . و چونكه در فاعل تجدّد و تغيّر روا نيست پس تجدّد چيزها باعتبار تجدّد استعداد قابل باشد . و يك چيز را شايد كه اثر مختلف شود و متجدّد باختلاف حال قوابل و تجدّد آن « 3 » نه باعتبار اختلاف حال فاعل . ( 28 ) و تو اعتبار كن بفرض شخصى كه از حال خود بنگردد و هيچ حركت نكند ، و ليك در مقابل وى نگه دارند « 4 » آئينهاى مختلف . به مقدار و صفا و كدورت در هر آئينه صورتى پديد آيد به قدر آئينه از بزرگ و كوچك و صافى و كدر از آن اين شخص مفروض . و اين اختلاف صور از اختلاف حال قوابل لازم آيد نه از اختلاف حال صاحب صورت . سبحان آن خدائى كه اين چنين تقدير كرد « 5 » و اين چنين تعديل آفريد . ثبات را بثبات بسته كرد و حادث را با حادث بسته كرد تا خير و فيض دائم
هامش
( 1 ) مابر : برF( 2 ) چيز است : خيرى راF( 3 ) آن : امىF( 4 ) نگه دارند : ندارندF( 5 ) كرد : + كردF