ماست و مكمّل انسانست . و شارع او را « روح القدس » گويد « 1 » و اهل حكمت او را « عقل فعّال » گويند . و جملهء عقول انوار مجرّد الهىاند و عقل اوّل آنست كه بوى وجود منتشئ گشت و نور بارى عزّ و علا بر وى اشراق كرد اشراق اولى . و ازين اشراق كثرت عقول لازم آمد بر مراتب نزول .
و وسائط اگر چه از روى سبب بما نزديكتراند ، امّا آنها كه از ما دورتراند از روى سبب بما نزديكترند از روى شدّت ظهور ايشان و ازينجا لازم آيد كه نزديكتر از همه خداى باشد عزّ سلطانه . نبينى كه اگر بر سطح سياهى و سپيدى بود سپيدى براى غايت ظهور نزديكتر نمايد ، پس بارى تعالى در علوّ اعلى بود و در دنوّ ادنى « 2 » . از روى مرتبت او دور تر از همهء دوريهاست ، و از جهت شدّت ظهور او نزديكتر از همهء نزديكهاست زيرا كه شدّت ظهور وى نامتناهى است ، سبحانه و تعالى .
فصل پنجم « 3 »
( 23 ) بدان كه چون حقّ تعالى خالق و مرجّح همهء موجوداتست و بر ديگرى موقوف نيست . جز بر قدرت او و او دائم بود و هميشه است ، بايد كه خلق وى نيز دائم بود كه اگر چنين نبود لازم آيد كه جملهء ممكنات بر غير خداى موقوف باشد . و پيش از جملهء ممكنات هيچ چيز شرط نيست زيرا كه هر چه شرط باشد ممكن بود از وقت و حالت و غير آن . اگر جملهء ممكنات موقوفست بر ذات او و يا بر قدرت او « 4 » و اين همه با وى دائمست ، پس بايد كه خلق نيز دائم باشد . و نشايد
هامش
( 1 ) گويد : گويندF( 2 ) دنو ادنى : بوادنىF , )الدنو الأدنى :A (( 3 ) پنجم : -F( 4 ) قدرت او : قدرتF