تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
وجوب بعلّت عقلى حاصل شود ، و باعتبار تعقّل ذات خود و امكان او فلك سيم « 1 » . و همچنين از هر عقلى عقلى « 2 » و نفسى و فلكى حاصل شود تا بعقل نهم رسد ، كه فلك قمر و نفسش « 3 » ازو به جهت تعقّل امكان و ذات خويش حاصل شود . و باعتبار تعقّل وجوب بعلّت خود عقل دهم موجود گردد ، و اين « عقل فعّال » ست ، كه كدخداى « 4 » عالم عنصريست « 5 » و هيولاى « 6 » مشترك و صور آن و نفوس ما جمله ازين عقل است . و علوم ما كه « 7 » در خويشتن به دو « 8 » حاصل توانيم كرد « 9 » ، پس وجود آن هم ازين عقلست . و او ما را « 10 » از قوّت بفعل مىآرد و نسبت او با نفوس ما هم چون « 11 » نسبت « 12 » آفتابست با بصر . ( 61 ) و اين را معلولات بسيارست زيرا كه حركات افلاك معاون « 13 » اوست . و چون قوابل مختلف باشند از يك فاعل شايد « 14 » كه فعلهاى متعدّد و مختلف حاصل شود « 15 » كه آفتاب اگر چه يكيست ازو باختلاف قوابل الوان « 16 » متعدّد و مختلف حاصل مىشود . و اين عقل و ديگر عقول متغيّر نشوند ، كه اگر متغيّر شوند « 17 » تغيّر ايشان مستدعى « 18 » تغيّر واجب الوجود باشد « 19 » و اين محالست . و علوم ايشان و علم واجب الوجود زمانى نباشد « 20 » ، كه هر چه علم او زمانى بود ، چون داند كه چيزى خواهد بود آنگه كه واقع شود ، اگر علم خواهد بود بماند جهل باشد ، و اگر نماند
هامش
( 1 ) سيم : چهارمF( 2 ) عقلى عقلى : عقلىSH( 3 ) نفسش : نفسF( 4 ) كدخداى : خداىF( 5 ) عنصريست : عنصرستSH( 6 ) هيولاى : هيولىSHF( 7 ) ما كه : ماHF( 8 ) به دو : -TF( 9 ) كرد : + ماTF( 10 ) و او ما را : و ما راF( 11 ) چون : -SH( 12 ) نسبت : -F( 13 ) معاون : معادنF( 14 ) شايد : + و شايد ( 15 ) شود : شوندSH( 16 ) الوان : + الوانF( 17 ) شوند : شودF( 18 ) مستدعى : مستدعF( 19 ) باشد : باشندF( 20 ) نباشد : نبودSH