تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
الّا باشارت عقلى ، پس مجرّد است از مادّت و از خود و از لوازم خود غايب نيست . و همهء وجود يا ذات « 1 » اوست يا لوازم ذات « 2 » او ، پس عالم است بهمهء وجود ، هيچ از « 3 » علم او « 4 » غايب نشود . و حىّ است ، زيرا كه حىّ داننده كننده باشد ، و هر چه « 5 » خود را داند بضرورت « 6 » زنده باشد . و واجب الوجود خود را داند ، و دانش او چيزى زيادت بر ذات او نيست ، پس حيات او زيادت بر ذات او نيست و قدرت او علم اوست . ( 46 ) و كمال و جمال « 7 » مطلق واجب الوجود راست . [ و جمال چيز آنست كه كمال او كه « 8 » لايق او باشد او را حاصل بود ] « 9 » ، پس هيچ چيز را جمال چون جمال واجب الوجود نيست ، زيرا كه كمال او بيرون از ذات او نيست . و او « 10 » بخشندهء جملهء كمالاتست ، پس كمال و جمال بحقيقت او راست . و واجب الوجود خير محض است ، كه خيّر گويند بمعنى نافع ، و هيچ چيز نافع‌تر از واجب الوجود نيست ، كه وجود جملهء چيزها « 11 » ازوست . و نيز خيّر گويند بمعنى آنكه « 12 » چيزها به دو آرزومند باشند ، پس بدين معنى هيچ چيز خيّرتر از واجب الوجود نيست كه « 13 » همهء چيزها مشتاق‌اند به دو و بجود او « 14 » . و چون [ واجب الوجودى ديگر ] « 15 » نيست ، پس واجب الوجود را ندّ نيست و ضدّ نيز « 16 » نيست ،
هامش
( 1 ) يا ذات : ماداتF( 2 ) لوازم ذات : لوازمF( 3 ) از : -F( 4 ) علم او : علم ازوF( 5 ) چه : كهSH( 6 ) بضرورت : ضرورتF( 7 ) كمال و جمال : جمالTF( 8 ) او كه : - اوSH( 9 ) و جمال . . . حاصل بود : و جمال چيز آنست كه كمال او لايق او باشد و او را حاصل باشدF( 10 ) و او : اوSH( 11 ) چيزها : -SH( 12 ) بمعنى آنكه : معنى آنكهFبمعنى آنچهSH( 13 ) كه : -F( 14 ) به دو و بجود او : به دو و بوجود اوFبه او و به خود اوH( 15 ) واجب الوجودى ديگر : واجب الوجود ديگرىSH( 16 ) نيز : -SH