از نسخههاى حديقه موجود است ) و ظاهرا هنوز محضر بغداد به غزنه نرسيده و حكيم از دشمنى فقها آسوده نگشته بود كه بدرود زندگانى گفت .
بعضى نوشتهاند كه وى پس از يك سال از اتمام حديقه رخت به ديگر سراى كشيد ولى از بعضى از اشعار كتاب حديقه ظاهر مىشود كه كتاب حديقه تمام ناشده سنائى قالب تهى كرد و روحش به عالم باقى شتافت .
عبد القادر بن ملوك شاه بداونى در جلد اوّل كتاب منتخب التواريخ مىگويد « كه سنائى كتاب حديقه را در ايام حبس به نام بهرام شاه گفته و جهت حبس او تعصب غزنويّه در مذهب تسنن بود و چون كتاب حديقه در دار الخلافه بغداد از نظر صدور و اكابر و فقها گذشت و تصديق حقيقت اعتماد او كرده تذكره نوشته به غزنه فرستادند تا وى خلاص يافت و بعد از آن به اندك فرصت درگذشت » .
نام كتاب
اين كتاب را حكيم به نام حديقة الحقيقة ناميده و به همين نام هم شهرت يافته است و محمد بن رفّاء كه مقدمهء بر اين كتاب نوشته و خود را در آن مقدمه جامع حديقه معرفى مىكند يكى از نامهاى اين كتاب را فخرىنامه گفته كه به مناسبت لقب بهرام شاه غزنوى كه فخر الدوله بوده به اين اسم ناميده شده و مولوى در كتاب مثنوى و مؤلفات ديگر خود همه جا آن را به نام الهىنامه اسم مىبرد چنان كه در كتاب مثنوى فرمايد :
آنچنان گويد حكيم غزنوى * در الهىنامه گر خوش بشنوى
كم فضولى كن تو در حكم قدر * در خور آمد شخص خر با گوش خر
كه مقصود از آن اين بيت حديقه است :
تو فضول از ميانه بيرون بر * گوش خر درخور است با سر خر
و تصوّر بعضى كه الهىنامه عبارت از انتخاب منتخب كتاب حديقه است باطل و به كلى خطا است چه مواردى كه مولانا جلال الدين از الهىنامه نقل يا اشاره به اشعار آن در