تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة مقدمهء ناشر 29

مساهمون:

صمقدمهء ناشر ٢٩
بىسامانى و نداشتن خانه را بهانه قرار داد و آن دوست خانه‌اى براى حكيم ساخته و پرداخت و اسباب راحتى او را مهيّا كرد تا سنائى به نظم كتاب حديقه مشغول گردد و اشعار متفرق و پريشان خود را جمع‌آورى نمايد در كتاب حديقه هم در اين معنى گويد
دوستى مخلص اندرين شهرم * كرد از صدق دوستى بهرم خانهء بهر من به رحمت دل * كرد و يك دست جامه‌خانه ز ظل « 1 »
سنائى پس از نظم كتاب حديقه و انتشار اشعار آن با مخالفت شديد جمعى از علماى ظاهر و فقهاى غزنه مواجه گشت ، چه در اين كتاب در ضمن بيان عقايد خويش علاوه بر غلوّى كه در دوستى آل على نموده دشمنى با آل بو سفيان و تبرّى از عاملين برأى و قياس را كه مخالف آراء و عقايد عامهء مردم آن زمان بود اظهار كرده و به اين سبب علماء ظاهر با او از در مخالفت درآمده و او را تكفير كردند و كتاب او را كتاب ضلال شمردند و مخالفت و ايستادگى در اين امر را به جائى رسانيدند كه بهرام شاه با آن‌همه ارادتى كه به حكيم داشت از بيم آشوب علماء و فتنهء مردم او را از نظر بينداخت و نظر لطف خود را از او بازگرفت و به گفتهء عبد القادر بداونى در كتاب منتخب التواريخ حكيم را محبوس ساخت . سنائى براى برائت خويش و اينكه معتقدات او موافق با عقيدهء اهل سنت و جماعت است نسخهء از كتاب حديقه را مصحوب نامهء به نزد برهان الدين على بن الحسين الغزنوى معروف به بريان‌گر ( متوفى 551 ) به حضرت بغداد فرستاد تا او از محضر خليفه و فقهاء و علماء دار الخلافه محضرى در صحت مطالب اين كتاب و درستى عقيدهء سنائى گرفته و به غزنه فرستاد و بدين‌وسيله از دشمنى و مخالفت علما آسوده گرديد ( نامهء منظوم وى كه به برهان الدين نوشته در آخر اغلب كتابهاى حديقه ضبط است و نامهء ديگرى در همين موضوع و شكايت از علماء زمان خود كه دشمنىهاى آنان بيشتر از نظر بغض و عداوت با آل رسول است به عرض بهرام شاه رسانيده است و آن نامه نيز در بعض
هامش
( 1 ) - صفحهء 726 حديقه