تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
كز بدى خويت و « 1 » ز مردى خويش * هم پياده شوند و هم درويش عزم و حزم شهان سوى كه و مه * آهنين‌پاى و آتشين « 2 » سر به بدگهر راى و يار « 3 » كى دارد * دوزخ آب خداى كى دارد زر ز آهن عزيزتر زان شد * كاهن از بيم شاه لرزان شد رأى بد ملك و دين « 4 » روشن را * همچو يار « 5 » بدست مر تن را

فى تقليد الملك

كس بتدبير سفله ملك نراند * نامه در نور برق نتوان « 6 » خواند رأى كم‌عقل نور برق بود * خاصه جائى كه بيم غرق بود شاه تا زفت و بىخرد نبود * جفت او خود وزير « 7 » بد نبود شاه را آيد ارچه شير ژيان * روز نيك از وزير بد بزيان در مشورت « 8 » نيافت كس مقصود * از دو بىاصل سست‌راى و حسود « 9 » زانكه در ملك از اين دو ناهشيار « 10 » * كركس و جغد « 11 » را برآيد كار تا دو نحس « 12 » از چنين دو ديوانه * آن غذى « 13 » يابد اين دگر « 14 » خانه پيشكار ملوك بىتدبير * جغد باشد ميان خلق خفير « 15 » مرد را علم و حلم « 16 » بايد « 17 » جفت * ورنه عدل از ميان خلق نهفت ملك بر رأى شاه مقصورست * رأى او گر قويست منصورست راى شه جز صواب نپذيرد * باز مردار و موش « 18 » كى گيرد
هامش
( 1 ) - ب : كز بدى خويت و ، ذ : كه ز جور تو و ، م : خوى تو ، س : كه ز خوى به دو ( 2 ) - ب : آتشين‌پاى و آهنين ( 3 ) - س : راز و راى ، م : راى و يار ، ر : آب و راى ، چ : را دو راى ( 4 ) - ب : دين و ملك ( 5 ) - ل : مار ( 6 ) - ب : بتوان ، چ : نتوانم ( 7 ) - س : جفت زفت و زير ( 8 ) - خ : در مشاور ( 9 ) - ر : راى حسود ، ل : راى چسود ، خ : و سست‌راى حسود ( 10 ) - ب : اين دو تا هشيار ( 11 ) - ذ : جقد ( 12 ) - خ : با دو نحس ( 13 ) - ت : غذى ، خ : غذا ، م : غدا ( 14 ) - ل : آن دگر ( 15 ) - ل : خفير ، م : حقير ، ذ : امير ( 16 ) - ر : شاه را علم و حلم ، ذ : شاه را حكم و عدل ( 17 ) - ل : باشد ( 18 ) - ل : مردار موش
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 579 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى