قطعه ياد كردم ، قطعه » « 1 »
گرچه چو تيشه از قبل « 2 » توشه و تراش * هرگز نبودهام نه طمع را نه بيشه « 3 » را
ور چه ز زخم « 4 » تيشهء من بهر « 5 » يك خلال * هرگز نبود رنج درختان بيشه را « 6 »
ور چند بيش از اين سر من « 7 » زير تيشه بود * آن كو همى « 8 » ز شوشهء زر ساخت ريشه را
ليكن كنون ز بس كرمش زير تيشهام * خواجهء رئيس احمد مسعود تيشه « 9 » را
اكنون از باس اين زير تيشگى پاس اشارت او داشتم « 10 » ، آن نوروز رويان را كى نزاهت « 11 » جان پاك او را بايستند « 12 » ، آن را در يك شبستان فرستادم ، و آن « 13 » چالاكان كى خدمت دل « 14 » او را شايستند » « 15 » ، بر يك عتبه « 16 » جمع كردم ، و تشبيبى « 17 » برين نسق تحرير كردم ، و ترتيبى برين نهاد بنهادم و بپرداختم « اين كتاب را » « 18 » ، برين تشبيب و ترتيب بر قضيت اشارت آن صواب سلب ثواب طلب « 19 » ، آن قابل دولت و قائل حكمت « 20 » ، قبلهء
هامش
( 1 ) - فقط در - ج - است و در نسخ ديگر نيست .
( 2 ) - ب ، ت ، ط : من ز پى .
( 3 ) - ج : تيشه
( 4 ) - ت ، ط : جو جسم . ب : جسم .
( 5 ) - ب : از بهر
( 6 ) - ب ، ت ، ط : قد خم نكردهام ز پى شاخ بيشه را
( 7 ) - ب : سر من . م : سو من - ج : ازين شعر من
( 8 ) - ب ، ت ، ط : آن رفت و هم
( 9 ) - ب ، ج : بيشه
( 10 ) - ج : بداشتم
( 11 ) - ج : آن روز را كه مان را كه نزاهت . ك : آن روز رويان كه نزهت
( 12 ) - ج : شايسته
( 13 ) - ج : اين
( 14 ) - ج : دلخوش
( 15 ) - اين سه سطر كه در ميان علامت گذاشته شده در نسخ ب ، ت ، ط : نيست
( 16 ) - ب ، ت ، ط : و آنچه بر يك عقبه
( 17 ) - م : تشبيبى
( 18 ) - ب ، ج ، ك : اين ديوان - م ، ندارد .
( 19 ) - ب ، ت ، ط : ثواب سلب و صواب طلب . ك : آن صواب سلب و ثواب طلب
( 20 ) - ج : و قائل اين ديوان حكمت .