گلين
b
137 ، عققين
b
130 .
2 . اينه / امروزينه
a
143 .
3 . آنه / پارسايانه : هزار هزار سوخته درگاه وى بودند همه . . . با كردار پارسايانه
a
13 ، مردانه : مردانهوار
a
17 .
4 . گين / ميانگين : از آن شاخ زيرين آفتاب و ماه پديد آورد . . . و از ميانگين عرش و كرسى
a
177 .
5 . گاه / نشانهگاه
a
98 ، طوافگاه
a
111 ، اعتمادگاه
a
46 ، عذرگاه ، دعوىگاه ، قرارگاه
b
و
a
102 ، تماشاگاه
a
152 ، حاجتگاه
a
146 ، وديعتگاه
a
146 ، قدمگاه
b
195 ، تعبيهگاه
a
185 ، خطرگاه
b
180 ، منزلگاه
a
171 ، عرضگاه
b
160 ، ديدارگاه
b
73 ، خانگاه
b
144 .
6 . گر / تقاضاگر : عقل را تقاضاگر كرد
a
165 ، تعليمگر : اگر هفت آسمان و هفت زمين تعليمگر شدندى
a
155 ، طبقگر : مرد طبقگر
a
63 .
7 . وار / كاهلوار ، متواضعوار
b
110 ، خصموار
b
212 ، صيّادوار
b
209 ، غوّاصوار
a
200 ، مصيبتزدهوار
a
200 ، فرازوار : اين همه خلق كه مىبينى كه فرازوار مىشوند در كارى تمام شده قدم مىزنند هيچ كارى نو آغاز نكردهاند
b
195 ، چالاكوار
b
189 ، بلبلوار
b
188 ، برادروار
b
172 ، متضرعوار
a
172 ، فراشوار
a
167 ، كاليووار 168 ، عاشقوار
a
168 ، چاكروار
b
166 ، مهتروار
b
159 ، غافلوار
b
62 ، موسىوار ، بىباكوار ، خجلوار ، كريموار
b
64 ، دوستوار
a
70 ، ناپاكوار
a
78 ، مفتخروار
b
80 ، كسرىوار
a
82 ، سلطانوار
b
83 ، عندليبوار
a
86 ، پادشاهوار
b
90 ، اميروار
b
90 ، مفلسوار
b
90 ، مركبوار
a
55 ، ملواحوار
b
57 ، نابيناوار
b
59 ، مردوار
b
59 ، ستارهوار
a
37 ، بىآزرموار
a
35 ، سائلوار
b
25 ، مجردوار
a
32 ، مردانهوار
a
17 ، نهنگوار
b
2 ، متحيروار
a
6 ، جلادوار
b
6 ، خجلوار
b
8 ، سلطانوار
a
178 ، غريبوار
b
146 .
8 . وش / سمندروش
b
97 ، مردوش
a
109 ، عاشقوش
a
110 ، عيّاروش 130
a
، سلطانوش : گدايان سلطانوش
a
41 ، عشق سلطانوش
b
37 .
9 . بان / سگبان : پادشاهزاده را از اين سگبان باز ستانند
a
115 ، كشتيبان
a
143
10 . نا / ناارزانيان
b
6 ، نااهل
a
6 ، ناكسى
a
145 ، ناپرواس : چون سياست پيدا آيد همه ناپرواس ( بىبيم ) شوند
a
161 ، نايافت
b
5 .