تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 73

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٧٣
ز - * / / باگشته / بازگشته : استاده و پرسيده و باگشته ز در
a
121 . ل - * / / گسى / گسيل
b
58 . ن - * / / روان / روا : قدمت روا گردد
b
62 / نگونسار / نگوسار
a
125 .

3 . افزايش آواها

* - ن / / جويا / جويان : كون جويان نفس گشت
a
106 . * - ى / / آوردن مصوت مركّب « ى » در واژه‌هاى مختوم به مصوتهاى بلند آ /
a
، و /
u
از ويژگى گونه‌هاى كهن زبان فارسى بوده كه مواردى از آنها در گونه‌هاى گفتارى تاكنون زنده است . وجود اين مصوت مركّب در پايان واژه‌هاى مذكور بر حالت اضافى آنها دلالت ندارد هرچند كه امروزه در حالت اضافت از شناسهء آوايى مذكور استفاده مىشود . بنابراين كلمات مختوم به مصوتهاى بلند چونان خداى ، جوى ، موى ، بوى ، خشبوى ، كوى و غيره كه در اين كتاب آمده است ، / ى / جزء كلمه به شمار مىرود و جز در مواردى اندك حالت اضافى ندارد . مانند : هيچ جاى زنده‌اى پديد نيايد
a
74 .

4 . كاهش مصوتهاى بلند به مصوتهاى كوتاه

و
u
- * / / خشبوى / خوشبوى /
b
1 / چه / چون : چه كار سلطنت و خلافت دست بر هم زد فقير از عالم غيب ناگاه تاختن آورد
a
119 . ى
i - - e
/ / ايستانيده / استانيده
b
52 مجيد / مجد
a
128 : قرآن مجد ، كلام مجد / چيده / چده
b
44 / : سنگكها بينند بر هم چده / آهيخته / آهخته
b
181 / چيندن ( چيدن ) / چندن ( چدن ) : در باغ لطائف گل معارف به چند
b
8 / نگريستن / نگرستن
a
22 .

5 . ادغام

در روح الارواح ادغامهاى خاصى ديده مىشود كه در برخى از موارد ، نخست ابدال مطرح مىشود و پس از تبديل حرف آخر كلمه ، و همگونى آن با حرف نخست كلمهء بعد ، عمل ادغام صورت مىپذيرد .
هامش
- ترتيبى و سر و سردارى به جنگ مىرفته است . - تويسركانى ، فرهنگ جعفرى 484 ؛ محمد معين ، حواشى برهان قاطع ، ش 8 ص 2422 .