نگاشتههاى قرون چهارم تا ششم كاربرد بيشترى داشته بوده ، و از نظر روانشناسى زبان درخور تأمل است - در روح الارواح موارد بيشمار دارد . سمعانى از وندوارههاى / چه / و / ك / براى تصغير كلمات استفاده كرده ، كه اينك به نشان دادن چند نمونهء آن مىپردازيم :
چه / چوبچه : پاسبانى را بر بام خزانهء سلطان فرستند تا روز چوبچه مىزند
a
190 و
a
210 ، ديوچه ، در معنى لصوص عربى به كار برده : از خزانهء پادشاهى مىخورم كه ديوچه و دزد را به وى راه نبود
a
152 ، ناوجه : اگر نديم كه با ملك همزانوست به طرفة العينى به ناوجه نظر كند . . . جزاء وى گردن زدن بود
b
138 .
ك / بندگك
a
6111 ، پوستينك
a
194 ، پنبگك
a
36 ، جانورك
b
29 ، حديثك
a
101 ، خرك
a
146 ، خردك
a
35 ، درويشك
a
111 ، دينارك
a
109 ، رنجك
a
36 ، سائلك
a
111 ، سگك
b
10 ، سنگك
b
144 ، شكلك
b
60 ، ضعيفك
a
150 ، فرزندك
a
213 ، كارك
a
174 ، گاوك
a
131 ، گربگك
a
89 ، گليمك
b
133 ، گوشك ( گوش - گوشه + ك تصغير )
b
199 ، گياهك
a
76 ، لختك
b
195 ، ماهيك
a
166 ، مرغك
a
209 ، مستك
b
27 ، مورچگك
a
97 .
در چند مورد در روح الارواح از / ك / تصغير در صورت جمع واژهها نيز استفاده شده است مانند : بندگكان
b
184 ، ديناركها
a
109 ، رنجكها
b
184 ، غلامكان
b
184 ، كاركها
b
184 .
ضماير
در روح الارواح ضماير پيوسته و جدا به همان شيوهاى به كار رفته است كه در ديگر نگاشتههاى سدهء چهارم و پنجم ديده مىشود . در اينجا به جميع كاربردها در خصوص ضماير نمىپردازيم ؛ زيرا خوانندهء ارجمند مجموع مباحث مربوط به ضمير را در كتابهاى اين دوره مىتواند هم در سبكشناسى مرحوم بهار ببيند و هم به صورت علمىتر و با توجه به جوانب زبانشناسى آن ، اين بحث را در تاريخ زبان فارسى استاد خانلرى ( ج 3 ص 174 - 202 ) بخواند ، اما در اينجا از ذكر چند نكته و نقل چند نمايه كه خواننده را به پارهاى از ويژگيهاى زبانى و نويسندگى سمعانى آشنا مىكند گزيرى نمىبينم .
1 . ضمير پيوستهء « مان » و همانند آن
/ تلفظ اين دسته از ضماير پيوسته در گونههاى زبان فارسى يكسان نبوده و امروزه نيز يكسان نيست . در بعضى از