تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 886

مساهمون:

ص٨٨٦
دول / 410 جمع دولت ، به معنى نصيب يافتن ، آنچه دست بدست بگردد و به كسى رسد . دهره / 14 حربه‌اى است به مانند داس ، در غايت تيزى كه فرهنگ‌نويسان آن را آلت جنگى مردم ديلم و طبرستان برشمرده‌اند . دهش / 480 سرگشته شدن ، خيره شدن دهور / 62 جمع دهر ، روزگاران

ذ

ذباب / 64 مگس ذبولى / 170 پژمردگى ذرايع / 406 جمع ذريعه ، وسيله‌ها ذكر / 416 مرد ، نرينه ذلول / 58 نرم ، فروتن ، ملايم ذيب / 611 گرگ

ر

رجاحت / 47 فزونى ، فضيلت ، برترى رجوم / 118 ستاره‌ها كه به عقيده‌اى بتوسط آنها شياطين رانده مىشوند . رحا / 454 سنگ آسيا رحيق / 14 شراب خالص و روشن ردّت / 30 برگشتگى از دين رزمه / 505 پشتواره رسوم / 13 جمع رسم ، سراهاى ويران ، ويرانه‌ها رشاد / 62 راه راست گرفتن رقاب / 344 جمع رقبه ، گردنها رقعه / 307 نامه رقعه / 312 پاره رقم عسلى / 460 نشان پارچه‌اى زرد كه اهل ذمه ، خصوصا يهودان به جهت امتياز بر دوش جامه مىدوختند . رمت / 616 پاره رسن پوشيده رهبت / 381 ترس ، ترسيدن ريح رخا / 442 باد نرم و ملايم ريح عاصف / 3 باد سخت و تند ريع / 173 زيادتى ، زياده شدن

ز

زجل / 228 بانگ ، فرياد ، افغان زحمت / 118 ازدحام ، انبوهى ، انبوهى كردن زفرات / 283 جمع زفره يا زفره ، دمها و آه‌هاى سرد زقوم / 334 يا زقّوم ، نام درختى است در دوزخ زلفت / 122 پاره‌اى از شب ، نزديكى زمّاره / 569 زن زانيه و با جمال زمر / 30 ناى زدن زهومت / 605 سپست شدن . زهمه : باد گنده ، بوى ريم و چرك

س

سابح / 14 شناكننده ، اسب تيزرو ، گويى كه از تيزروى شنا مىكند . ساقيه / 220 جوى كشتزار ، جوى خرد ساقيه گردانيدن / 282 ساقيه نمودن ، به ساقيه مبدّل كردن . نيز - ساقيه سايح / 18 روزه‌دار سالف / 241 گذشته ، مردم گذشته سبّاق / 191 پيشىگيرندگان سبحهء تسبيح / 30 مهره و حمايل تسبيح سبيكهء نعل / 499 سيم نعل
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 886 | نجيب مايل هروى / شهاب الدين احمد سمعانى