مخصوصا علم بلاغت و صنايع لفظى استاد بوده است ، خود او در مقدمهء كتاب شكوى الغريب از به كار نبردن اين گونه صنايع لفظى پوزش مىطلبد و مىگويد :
« با اينكه صنايع لفظى طبيعة دلنشين است ليكن پس از بلوغ ، من با آن وداع كردم و به دورش انداختم ، پس از آن به فرا گرفتن علوم دينى همت گماردم و براى پيمودن طريقهء تصوف آماده گرديدم ؛ زيرا براى يك صوفى واقعى از سر گرفتن مطالب و دلبستن به اعمالى كه بر اثر رياضت آنها را ترك كرده بسيار ناپسند است » « 1 » قاضى همدانى تا بيست و يك سالگى در علم كلام بيش از ساير علوم زمان خود تعمق كرده است و در همين دوران دربارهء موضوعى مهم از مباحث علم كلام كتابى بنام « غايت البحث عن معنى البعث » « 2 » نوشته است . تأليف اين كتاب نتيجهء درهم شكستن هيولاى تقليد و پيروزمندى فكر او بر مجهولات علم كلام بوده است . چون از هنگام بلوغ يك نوع بحران فكرى و بالنتيجه حس كنجكاوى در او بوجود آمده بود كه در بيست و يك سالگى با تأليف كتاب غايت البحث پايان پذيرفت .
بحران فكرى عين القضاة چه بوده ؟
قاضى همدانى مانند اكثر جوانان قرن پنجم و ششم كه داراى هوشى سرشار بودهاند مهمترين كتب علوم ادب عربى و علوم اسلامى از قبيل حديث و فقه و تفسير و علم كلام و غيره . . . را خوانده است اما از آغاز جوانى خواسته است مانند استاد خود محمد غزالى تقليد از عقايد موروث را پشت سر گذارد « 3 » تا به جادهء حقيقتجوئى و روشنبينى واقعى برسد . كتابهاى علم كلام را با اشتياق و اميد فراوان مطالعه مىكرد تا حقيقت و مبناى عقايد دينى خود را دريابد و از تعصب و تقليد خشك
هامش
( 1 ) - شكوى الغريب ص 6 .
( 2 ) - زبدة الحقائق ص 3 .
( 3 ) - ر ك : اعترافات غزالى ترجمهء المنقذ من الضلال زين الدين كيائىنژاد ص 33 و 35 .