( 466 ) دريغا در عالم شرعى شخص قالبى ، در همه عمر بر يك مقام كه آن بشريّتست ، قرار گرفته باشد ؛ امّا شخص روحى در هر لحظه باشد كه چند هزار مقام مختلف و احوال متفاوت بيند ، و باز پس گذارد . پس آن شخص كه چنين باشد ، او را در يك مقام كه شرع باشد چون توان يافت ؟ ! شخص قالب را با جمله يك حكم دادند ؛ همه در حكم شرعى برابر آمدند ، و در حكم شرعى يكسان شدند .
( 467 ) از مصطفى - صلعم - بشنو كه گفت : علم فرائض نيمهء علم باشد ؛ علم ، بنفسه تمامست ؛ امّا نيمهاى و قسمت نيز در عالم پديد آيد ، حالت دو است : يكى حالت زندگانى ، و ديگر حالت مرگ . آنچه به زندگى معلوم شود ، نصفى باشد ؛ و آنچه بموت حاصل آيد ، نصفى باشد . اكنون گوشدار : علم و معرفت تو به جملهء موجودات و بوجود خويشتن ، يك طرف آمد ! و علم تو به دو و بذات و صفات علّيّت يك طرف .
پس علم فريضه ، علم مادون اللّه است كه نصف باشد ؛ چون اين نصف حاصل آيد ، آن نصف علم الهى نيز حاصل آمده باشد
« وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ »
. از علمها و معلومها كه تواند خبر دادن جز رمزى كه « العلم لا يحلّ منعه » !
هامش
( 1 ) شخص . . . عمرAPRSشخص در عمرىBشخصى در همه عمرHشخصى و قالبى در عمرىMU- -
( 1 - 2 ) آن . . . باشدAMPRSUشرع باشد خود گرفته باشدBآن . . . بودH- -
( 2 ) شخصA . . . UشخصىM- -
( 3 ) متفاوتRمؤتلفA . . . U- - بازA . . . U - H- - پس آنABHSUآنMپس اينPR- -
( 3 - 4 ) باشد اوBHRاوAMPSU- - يافتA . . . UيافتنH- -
( 5 ) برابر . . . شرعىIآمدند . . . شرعىA . . . U - P- -
( 7 ) و قسمتA . . . UقسمتP- -
( 7 - 11 ) آيدA . . . UآمدB- -
( 7 - 8 ) حالت زندگانى . . . حالتA . . . Uحال زندگانى . . . حالM- -
( 9 ) باشدA . . . UديگرH- -
( 10 ) خويشتن . . . بدووA . . . Uخود . . . توH- - عليتAMPSU - BHR- -
( 11 ) پسA . . . Uپس معلوم شد كهB- -
( 12 ) آن . . . الهىA . . . Uآن علم كه نصف ديگر كه علم الهيستB- - نيزM - A . . . U- - حاصل آمدهA . . . U - H- - سورهء 4 ( النساء ) آيهء 113 م - -
( 13 ) رمزىAHMPSUبه رمزىBرمزى كردنR- -