مقامها .
« يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ »
اندوهست كه مىخورد كه چرا جمله محروم باشند از صحبت الهيّت ؟ ! هر كسى لايق صحبت نبود ؛ و اگر اينجا غيرت باشد ، هيچ نشان نتوان دادن كه « المجالس بالأمانات » آنجا هيچ رشك و غيرت نباشد ، اگر خواهى از حقّ - تعالى - بشنو آنجا كه گفت :
« وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ »
. چه خوب بيانى شده است اين جمله را كه گفته شد !
( 435 ) دريغا مگر نشنيدهاى كه عارفى به نزد عارفى نبشت ؛ گفت : « كيف حالك » ؟ آن عارف واپس نبشت : « أ ما كان فى حالك ما شغلك عن حالى ، فإنّى عنه مشغول » . اين عالم بلندتر از آنست كه كسى توقّع دارد كى مطّلع آن شود . اگر خواهى تمامتر بدانى بدانكه با مصطفى - صلعم - چه مىگويد از واقعهء اصحاب كهف
« لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِراراً وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً »
. اگر در اين مقام جوانمردى گويد : « رأيت ربّى » ، معذور بايد داشت .
( 436 ) اين نكته بگويم كه مرا مشوّش مىدارد : عثمان - رضى اللّه عنه - آن روز كه از دنيا مفارقت خواست كردن گفت : امروز مرا حلال كنيد ، و از هر يكى عذرى و استحلالى مىخواست ؛ او را گفتند : سبب اين چيست ؟ گفت : امشب مصطفى را
هامش
( 1 ) سورهء 36 ( يس ) آيهء 26 ك - -
( 3 ) اگر . . . باشدASاگر . . . باشد شايد وBMPRUديگر . . . باشدH- -
( 4 ) آنجا . . . كه گفتHMكه گفتABPRSU- -
( 5 ) سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 43 ك - -
( 6 ) جمله راMBجملهAHPRSU- -
( 7 - 8 ) نبشت . . . عنهAMPRSUنبشت . . . عارف جواب نبشت . . . عنهBبنشست گفت : « كيف حالك » ؟ گفت : « اما . . . حالى فان كنت لا بد سائلا عن حالى فانى عنك »H- -
( 10 ) بدانكهA . . . UكهH- -
( 11 ) سورهء 18 ( الكهف ) آيهء 18 ك - -
( 12 ) ربىA . . . Uربى فيهM- -
( 14 ) روز . . . كردنA . . . Uروزى كه از دنيا مىرفتB- - حلال كنيدA . . . Uهلاك كنندR- -