تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
بينندگى بستاند . چون بيننده نماند ، كرا بيند ؟ ( 397 ) امّا آنچه تو صفات خوانى كه « أوّل ما خلق اللّه نورى » از آن نشان باشد ؛ چون او - جلّ جلاله - خود را جلوه‌گرى كند بدان صورت كه بيننده خواهد بتمثّل بوى نمايد . در اين مقام من كه عين‌القضاتم ، نورى ديدم كه از وى جدا شد ؛ و نورى ديدم كه از من برآمد ؛ و هر دو نور بر آمدند و متّصل شدند ، و صورتى زيبا شد چنان كه چند وقت در اين حال متحيّر مانده بودم . « إنّ فى الجنّة سوقا يباع فيها الصّور » اين باشد . « رأيت ربّى فى أحسن صورة » خود نشان مىدهد . ( 398 ) دريغا اين كلمه را گوش دار : انتها و اتّصال جملهء سالكان بنور مصطفى است . امّا ندانم كه انتها و اتّصال مصطفى به كيست ؟ « من رآنى فقد رأى الحقّ » بيان اين كلمه بكرده است . ( 399 ) اى دوست تو از اين حديث چه فهم كرده‌اى كه مصطفى گفت : « تفكّروا فى آلاء اللّه و لا تفكّروا فى ذات اللّه » تفكّر كنيد در صفات خدا ، امّا در ذات او تفكّر مكنيد . اينجا عالم شرع زير و زبر شود . دانى كه چه مىگويم ؟ مىگويم : نور حقّ - تعالى - را به خود توان ديدن كه در اين مقام مرد با خود باشد ؛ امّا
هامش
( 1 - 2 ) بيننده . . . توAMSUبيننده نماند او كرا بيند و كه بيند اما . . . تو بينند نماند . . . توHبيننده . . . بيند و كه بيند اما . . . توPR- - ( 3 ) او جل جلالهA . . . U - M- - بينندهA . . . UبندهB- - ( 4 ) وى جدا شدBHMPRUبرآمدAS- - ( 5 ) ديدم كه از منMRاز خود ديدم كهABHPSU- - بر . . . شدندAHMRSUبهم در شدندBP- - ( 6 ) در اين . . . ماندهBPRدرين حال متحيرASUدر آن متحير بماندهHدرين حالت . . . ماندM- - ( 8 - 9 ) انتها . . . كهAMRSUانتها . . . تا بنور . . . كهBP - H- - ( 10 - 11 ) بكرده است اى دوستA . . . Uنكرده است اى دوستR- - ( 13 ) مكنيدHMنكنيدABPRSU- - مىگويمHMR - ABPSU- -