گفتند كه راه حق - تعالى - نامتناهيست . لاجرم هر روز هفتاد بار رخت عبوديّت ، بمنازل صحراى ربوبيّت بايد نهادن . اين كلمه عجب دانستهاند ، و انتهاى اين خبر دانستهاند ؛ امّا مىترسم كه عين القضاة از خزانهء گنج
« وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً »
پارهاى برگيرد ، و بر قلب بعضى محبّان خود زند .
( 395 ) دريغا خلق از اسرار اين كلمهء
« طه »
محتجباند . طه يعنى اى مرد چون ماه چهارده شبه كه نزد خلق منوّر و عزيز باشد ! نور طه در آن عالم منوّر چون ماه چهارده شبه است ؛ در اين عالم اگر خواهى كه دريابى كه چه مىگويم ، گوش دار : همه سالكان از خدا توفيق آن يافتهاند كه از خود ، به خدا رفتند ؛ امّا محمّد ، از خدا بخلق آمد .
« يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ »
مىگويد آنچه گفتنى است . حالات ، متفاوتست تو هر حالتى را فهم نتوانى كردن ؛ و همه حالات را يكى دانستن خطا باشد . در حالتى او را مرد خوانند ؛ و اين حالت در عالمى باشد كه در آن عالم ، جز محمّد و خدا ديگر كس نباشد . چون خواهد كه در اين عالم او را تشريف دهد ، او را يتيم
هامش
( 1 ) گفتند . . . حقAMPSUگفتند . . . به حقBHگفتهاند . . . به حقR- -
( 2 - 3 ) بمنازل . . . نهادن . . . ترسمMبمنازل . . . ترسمASUبمنازل . . . بايد نهاد بود اين . . . اند اما مىترسمBبمنازل . . .
كلمه عجب داشتهاند . . . خبر بداشتهاند . . . ترسمHبمثال . . . ترسمPبمنازل . . . بايد بردن اين . . . پرسمR- -
( 3 - 4 ) خزانه . . . زندASUخزانهء گنج خانهء و علمناه . . . ريزدBخزانه . . . قلب محبان خود زندHخانه . . . زندMخزانه . . . ريزدPخزانهء . . . گيرد و قلب . . . ريزدR- -
( 3 ) سورهء 18 ( الكهف ) آيهء 65 ك - -
( 5 - 6 ) اى . . . شبهBPاى مرد چون شب چهاردهAHSاى جوانمرد . . . شبهMRاى . . . استU- -
( 6 - 7 ) كه . . . در اين عالمMPكه . . . استASكه . . . عالم چون . . . درين عالمBRاستH - U- -
( 7 ) خواهىA . . . UمىخواهىH- -
( 8 ) يافتهاندAMSيافتندBHPRU- -
( 9 ) سورهء 73 ( المزمل ) آيهء 1 ك - -
( 10 ) كردن و همهA . . . Uكردن و به همهR- -
( 12 ) خواهدA . . . UخواهندB- -