حقيقت خود گم كرد ، و خود را در خطا افكند . صراط ، باطن مرد باشد .
( 379 ) اى دوست دانى كه ميزان چه باشد ؟ ميزان عقل باشد . « حاسبوا أنفسكم قبل أن تحاسبوا » . دريغا بر خوان :
« لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ »
. اين ميزان ، عقل باشد كه وزن جمله بدان حاصل آيد . اين قسطاس مستقيم در باطن باشد . مصطفى - عليه السّلام - روزى گفت كه « مثل الصّلاة المكتوبة كالميزان ، من أوفى استوفى » . در اين حديث اشارت است بدانكه اين ميزان ، دو كفّه دارد : يكى كفّهء ازل باشد و يكى كفّهء ابد ؛ هرچه در ازل داده باشند ، در ابد همان بازستانند . اين كلمه در خور فهم هر كسى نباشد .
( 380 ) امّا اى دوست ! بهشت و دوزخ نيز با تست ، در باطن خود بايد جستن ؛ و هر كسى را بر قدر مرتبهء او باشد : چندانكه در دنيا جملهء خلايق از اوّل تا آخر خورند و خواهند خوردن ، در بهشت ، ابلهى ، بهشتى بخورد به يك ساعت چنان كه ذرّهاى ملالت نباشد ، و در اندرون او با ديد نيايد . پس چه باشد كه يك طعام در بهشت به يك طعم ، ذوق هفتاد طعام باشد ؛ و هفتاد گونه حلاوت يابد از يك طعام ! اين ، بهشت
هامش
( 14 - 1 ) هر كه . . . گمASهر كه . . . آمد حقيقت . . . آمد و هر . . . گمBبر صراط . . . آمد حقيقت . . . آمد و هر . . . گيرد حقيقت خود گمHهر كه . . . صراط حقيقت خود مستقيم آيد و هر . . .
حقيقت خود گمPهر كه . . . صراط حقيقت خود مستقيم آمد و هر . . . حقيقت گمRهر كه . . . حقيقت گمU- -
( 3 - 4 ) سورهء 57 ( الحديد ) آيهء 25 م - -
( 4 ) جملهABPSUجمله اعتقاد و افعال و اقوالHR- -
( 5 ) باشدABHRSUيابندP- -
( 7 ) و يكىIوA . . . U- -
( 7 - 8 ) باشند . . . ستانندAPRSUباشد . . .
ستاندBH- -
( 10 - 11 ) از . . . چنان كهAPRSUخورند و نيز خورند در بهشت و يكىBاز . . . خوردند و خواهند . . . چنان كهH- -
( 12 ) نيايد . . . در بهشتAPSRUنيايد پس چگونه كه . . . طعام بهشتىBنيايد پس . . . بهشتH- -
( 13 - 1 ) بيك . . . باشدAPRSUهفتاد . . . حلاوت دهدBذوق . . . بهشت عوام باشدH- -
( 1 - 13 )A . . . U - M- -