كه ازو باشد . لاجرم پيوسته با او باشد . دريغا چه مىشنوى ؟ !
( 377 ) سؤال منكر و نكير هم در خود باشد . همه محجوبان روزگار را اين اشكال آمده است كه دو فريشته در يك لحظه به هزار شخص چون توانند رفتن ، بدين اعتقاد بايد داشتن . امّا ابو على سينا - رحمة اللّه عليه - اين معنى را عالمى بيان كرده است در دو كلمه آنجا كه گفت : « المنكر هو العمل السيّئ ، و النّكير هو العمل الصّالح » گفت : منكر ، عمل گناه باشد ؛ و نكير طاعت . دريغا از دست اين كلمه كه چه خوب گفته است ! يعنى كه نفس ، آينهء خصال ذميمه باشد ؛ و عقل و دل ، آينهء خصال حميده بود . مرد در نگرد ، صفات خود را بيند كه تمثّلگرى كند ؛ و وجود او ، عذاب او آمده باشد . پندارد كه آن غيرى باشد ؛ آن خود او باشد ، و ازو باشد . اگر خواهى از مصطفى نيز بشنو آنجا كه شرح عذاب گور كرد : « فقال :
إنّما هى أعمالكم تردّ إليكم » .
( 378 ) اى دوست صراط نيز در خود بايد جستن
« وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ »
. ابن عبّاس گفت : صراط مستقيم ، جادّهء شرع است در دنيا ؛ هر كه بر صراط شرع ، مستقيم آمد ، بر صراط مستقيم حقيقت ، راست آمد ؛ و هر كه راه ، خطا كرد ؛
هامش
( 3 ) به هزارAHPSUبه هزار هزارBR- - توانندABPRSUخواهندH- -
( 4 - 5 ) عالمى . . . گفتAPSUبه دو كلمه جواب داده كهBدارد و كلمه بيان كرده است آنجا كه گفتHعالميست بيان . . .
گفتR- -
( 6 ) طاعتABPRSUطاعت و عمل صالحH- -
( 7 ) گفته استBHPRUمىگويدAS- -
( 8 - 9 ) گرى . . . باشدASمىكند و مىداند كه وجود او عذاب آمده باشد پندارى كه از غيرى به او رسيد استBگرى . . . پندارى كه از غيرى . . . باشدHPگرى . . . پندارى كه . . . باشدRگرى . . . پندارد كه از غيرى . . . باشدU- -
( 10 ) شرح . . . كردABHPSUگفت شرح عذاب گورR- -
( 12 - 13 ) سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 153 م - -
( 13 ) مستقيمAHPSUدوزخBR- -
( 1 - 14 )A . . . U - M- -